نمودن با من نمود و اينجانب انكار از اين فقره نمودم و عذر خواستم و ساير خواتين بقاعدهء مستمره بنا را بر رقص گذارده پس از ساعتى عذر خواهى نموده به منزل معاودت كرديم .
و يوم يكشنبهء چهارم جمعى از وزراء و بزرگان بديدن ما آمده مستر فريزه بيان نمود دولت را تمنا است كه فردا در خارج شهر لندن رفته توپخانهء پادشاه را تماشا كرده باشيد . گفتم بسيار خوب است ما هم طالب اينگونه تماشا ميباشيم .
و يوم دوشنبهء پنجم چهار ساعت قبل از ظهر بر گارى سوار شده دوازده ميل خارج از لندن رفته در كنار رودخانهء تمس شهر بسيار عظيمى « 1 » بنا نهاده بودند كه اسم آن قورخانهء دولت بود و سواى آلات حرب و مصالح توپخانه و سرباز و آلات حرب و انبار قورخانه معين كردهاند سه فرسنگ دورهء آن شهر مىشود كه در آنجا سواى سپاهيان و سرباز و اوضاع حرب ديگرى وطن ندارد و چيزى ديگر بهم نميرسد . ابتدا كه وارد به آن شهر شديم چون از دولت اخبار بايشان رسيده بود كه ما آن روز بتماشاى توپخانهء شاهى خواهيم رفت جمعى سوار از صاحبمنصبان در جلو ما آمده راهنمائى كردند تا بسرائى بسيار عالى رسيديم كه خانهء امير توپخانه بود . فورا آن امير « 2 » بمحض اينكه از آمدن ما اطلاع بهمرسانيد از خانه بيرون آمده لباس سلام را پوشيده چهار اسب بسيار خوب از
هامش
( 1 ) -Arsenal of Woolwich. ف .
( 2 ) - سرهنگ كلولاندColonel Clevland. ف .