ميگذرد و همچنين در عرض 2 دقيقه آن پل را ميكشند بطورى كه آثار آن باقى نميماند تماشاى خوبى داشت و ليكن مسافت آن بسيار بعيد بود و ما به علت آنكه وعدهء مهمانى به محمد اسماعيل خان ايلچى لكناهور داده بوديم هرقدر سعى كرديم بلكه زودتر برسيم ممكن نشد در عرض راه دو رأس اسب را كشتيم و باز بر سر وعده نرسيديم .
و ليكن آن روز برادر گرام والى در منزل مانده بخانهء محمد اسمعيل خان رفت در آنجا پسر تيپو سلطان « 1 » را ملاقات كرده قدرى صحبت داشته و مراجعت به منزل نموده ما نيز مراجعت كرديم .
در خانهء وزير هندوستان
يوم شنبهء نوزدهم صبحى بخانهء محمد اسمعيل خان رفته او را ملاقات نموده عذر گذشته را از او خواستيم .
و بعد از آن بخانهء سرجان هب هوس « 2 » وزير مملكت هندوستان شرق رفته كه مشار اليه از جملهء دوازده وزير مىباشد . بنا به خواهش مشار اليه در محلى خالى از بيگانه و اغيار نشسته در باب امورات خود و مملكت ايران با او بسى صحبت داشتيم و مشورت نموديم .
بعد از ملاقات او به خانه مراجعت كرده دو ساعت بغروب مانده به خانهء ولك صاحب ايلچى سابق ايران رفته از اينكه مشار اليه بيست و
در خانهء ولك
دو سال در ايران پرورش يافته بود از رسوم ايران درست اطلاع داشته
هامش
( 1 ) -Tippoo sultanآخرين نواب ميسورMysoreدشمن انگليسها . ف .
مجلس : بيتو و غلط است
( 2 ) -Sir john Hobhouse. ف . در نسخهء ديگر هپ هوس . مجلس : پست هوس .