صندوق بصندوق ديگر رفته در آنجا آب مىشود دوباره « 1 » آب را از دهن شير ديگر داخل صندوق ميكنند كه بعد از دو روز دو روز « 2 » يك دفعه احتياج به آب ريختن در صندوق مىشود .
بارى صنعتى است بسيار بسيار غريب و بناى ايشان بر اين است كه بعد از اين ، همه راهها را به همين قسم تردد كنند بلكه از لندن تا اسلام بل را كه دو ماه مسافت است راهآهن ساخته بگارى آتشين سفر كرده باشند و در عرض سال كرورها منافع آن مىباشد .
خلاصه آن روز دو فقره تماشاى خوبى شد و شب جمعه در خانهء سرگوراوزلى ميهمان شده جمعى وزراء و امرا در آن مجلس حاضر بودند با هر يكى علاحده آشنائى و مهربانى كرده و هريك نيز كمال محبت و
در خانهء سرگوراوزلى
مؤالفت را بجاى آورده تا قريب به صبح در آنجا بصحبت و عشرت گذرانيديم از حيث مأكولات و مشروبات و اقسام ميوه و انواع تكلفات الحق ميهمانى عظيمى كرده بود و مبالغى اخراجات كرده بسيار بسيار خوش گذشت و يوم جمعهء شانزدهم « 3 » بشهرى خارج از لندن بمسافتى چهل ميل رفته از در آنجا شطى عظيم واقع است كه در مدت پنج دقيقه پلى در كمال استحكام
تماشاى پل بستن و باز كردن
مىبندند كه عراده با توپ و گارى چهار اسبه از روى آن پل چوبى « 4 »
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : ثانيا .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : الى سه روز .
در نسخهء ديگر بعدد نوشته شده كه دو و سه هردو خوانده مىشود .
( 3 ) - اصل و مجلس : هيجدهم . در حاشيهء نسخهء اصل با خطى ديگر نوشته شده ربيع الاول سنهء 1253 .
( 4 ) - نسخه اصل و مجلس آن پل به خوبى .