بهر مكانى كه منظور داشتهاند زمين را بعرض وجبى از آهن فرش كردهاند و بطريقى كه آن پارچهاى آهن بطريق ميلى چهار انگشت از زمين برآمده و غلطكهاى عرابه را ميانخالى ساخته بر روى آن ميلهاى آهن گذاردهاند و جفت كردهاند بطورى كه مطلقا از ميل آهن بيرون نخواهد آمد
وصف راه آهن
و چنان بر روى آهن روان و غلطان ميبود كه اگر بادى بر آن گارىها وزيدى مسافتى خود به خود حركت كردى و بر همين قياس كه مذكور شد بيست سى گارى متصل بهم بر يكديگر بسته و در جلو آن عرابه كه همگى را ميكشيد صندوقى از آهن ساخته در آن آب ميريزند به قدر دو كر زياد آب نميگيرد و آتشى در زير آن صندوق كرده بطريق سماور آب بغليان آمده چرخهاى غلطك را به حركت ميآورد و از جاى روان ميگردد . همهء آن گارى را كه مملو از انسان و اموال است با خود كشيده ميبرد . در ساعتى چهل ميل ميرود و ما رفتيم در آنجا نشستيم امعان نظر انداخته هر مكانى كه از آن دور تر نبود بمحض چشم بر هم زدنى از آن ميگذشتيم و استراحت آن بسيار بهتر از گارى است كه باسب متحرك شود و از قرارى كه برآورد كردهاند همان قليل بخار قوه هژده « 1 » اسب را دارد و به جهت آن گارىها دو راه دارد يكى رفتن و يكى به جهت مراجعت كردن . هر يكى عليحده است و آن صندوقى كه آب در آن ميجوشد و باعث حركت گارى مىشود بخارى كه از آن آب به عمل مىآيد كه باعث بر حركت چرخ است بخارى از آن
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : هيجده .