تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
هر علم يك‌يك برميخيزند و فقره [ اى ] از علم خود نزد استاد بيان كرده چنانچه پسند افتد و مشخص شود كه در آن علم حسن اهتمام و غايت اجتهاد به عمل آورده است مختصرى در حضور آن جماعت در تكميل و تعطيم او استاد نوشته ميدهد و كتابى از كتابهاى آن علم با نشان گل مهر طلائى كه بيست تومان گنجايش و ارزش داشته باشد در حضور آن جماعت به او داده مىشود و هم‌چنين ديگرى برخاسته افادهء خود را كرده انعام مىگيرد و هريك كه استحضارش قبول خاطر استاد شد و مورد تحسين گرديد يك دفعه آن جماعت كه زياده از چهل هزار نفر مخلوق ميشوند از زنها و مردها دست بر يكديگر زده مسافتى بعيد آواز دست ايشان ميرود . بارى آنجا را هم در آن‌روز تماشا كرده به منزل مراجعت كرديم . و شب پنجشنبه به باغى رفته كه در آنجا آتش‌بازىها و چراغانها ديديم كه از حيرت آن آتش‌بازى همهء صنايع و بدايع را از خاطر محو نموده در تعريف آنجا نمىدانم چه نويسم . باغى چون باغ بهشت آراسته خيابانهاى وسيع ممّلو از گلهاى رنگ‌رنگ « 1 » در اطراف آن باغ از هرطرف كشيده آبهاى روان بر روى سبزه و رياحين جارى و روان گشته و از هرطرف آن باغ پرده‌هاى تصاوير كه ديده از نظاره‌اش سير نميگرديد آويخته و بر طرفى بازار شربت‌فروشى دختران ماه سيماى حور لقا گشاده و تمام آن باغ را آئينه‌ها و زينتها بسته بودند و زياده از چهار كرور چراغ هريك برنگى در آنجا افروخته و از چراغ اشعار و نقش‌ونگارى
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : رنگارنگ .