تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
چند كرده بودند كه پايانى بر آن تركيبات غيرمتناهى متّصور نيست و از هرطرف ماه و آفتاب و كواكبى چند طالع ساخته كه هريك بطورى خوب حركتى خاص داشتند كه متحرك ميبودند و در هر گوشه زياده از ده هزار نفر ماه‌رويان فرنگ اجتماع نموده لعبى تازه و بازى غريب درآورده تفرج در ميان ماه‌رويان كه هركسى بعشرت مشغول و سلطان ملال از استيلاى بر شهرستان خيالشان به كلى معزول گشته ، نمىپنداشتند كه در روزگار غمى يافت مىشود يا اندوهى حاصل ميگردد و هريك از جام نشاط سرمست و دست نگارينى در دست گرفته :
بعهد معدلت او نماند دست تطاول * مگر سواعد سيمين و بازوان معين را « 1 »
اگر فى المثل از دستى ملال حاصل كردى فى الحال ديگرى از آن مهوشان را دستگيرى نموده و اگر از مشاهدهء جمالى سير گشتى بر خوان نعمت صاحب كرمى ديگر نشستى . به همين قسم تماشاكنان و تفرّج‌كنان از صورتى به صورتى و از لعبتى به لعبتى از گلزارى به گلزارى ميرفته و صحبت ميداشتند و ماها كه تا به حال چنين اوضاعى و هنگامه [ اى ] نديده بوديم بهر گوشه كه مىگذشتيم محو آنمكان و طواحى « 2 » آن خيابان گشته متحير بوديم كه كدام طرفه را نظاره كنيم و بچه لعبتى دل بنديم . اين ها چه چيز است . « اين كه مىبينيم به بيدارى است يا رب يا بخواب » همه‌جا
هامش
( 1 ) - اصل كه اصلاح شده ، و مجلس سمين را . ( 2 ) - اصل و مجلس : طراحى .