اتفاق افتاده و همان روز غروب خبر به لندن رسيد . از پاريز الى لندن سيصد ميل كه قريب يكصد فرسنگ راه مىشود . خلاصه چنين گفتند لورد پالمستون به جهت ابلاغ اين خبر رفته است كه به شاه مراتب را عرض كند .
اين جانب در مجلس نشسته با ايلچى سلطان محمود و وزير هندوستان و ساير وزراء و امراء صحبت ميداشت كه بعد از ساعتى لارد پالمستون آمده تمهيد معذرت نموده تعارف زياده از حد بظهور رسانيد . بعد از آن بر سر ميز و خوردنى رفته ميزى بسيار بزرگ و جميع ظروف و اوانى آن از طلاى ناب بوده آنچه تصور شود از مطبوخات صحيح و خوردنىهاى لذيذ در آنجا حاضر و موجود بود . بعد از صرف غذا بقاعدهء خودشان شيرينى و ميوه آورده چيده از هر قسم ميوه بهاره و فايزه « 1 » كه ديده و شنيده بوديم بعلاوه ميوههائى چند كه ما نديده بوديم از هندوستان و مملكت افريقيه و ينگىدنيا آورده بودند در آن مجلس حاضر گشته و هر ميوه كه در فصل با يكديگر
ميوههاى فصلى گوناگون
منافات داشت داشت و ممكن نبود با يكديگر در يك جا جمع شوند در آن مجلس قريب يكديگر گذاشته و از هر ميوه اقسام مختلف آن را آورده بودند و همگى را همانشب تازه از درخت چيده بودند .
پرسيدم كه چه ميكنند كه آنها به اين تازگى و طراوت باقى مانده در هر فصل كه بخواهند هر ميوه موجود است . گفتند در همان خانها كه پيش ذكر شد و حرارت آتش اينها بظهور ميرسد و در ميان آن ميوهها
هامش
( 1 ) - اصل پائيزه : مجلس : فائيزه .