جشن فتح واترلو
و يوم شنبهء پنجم « 1 » مستر فريزه ميهماندار ما ميبود . بيان نمود كه امروز روزى است كه دوك ولنگتن « 2 » سردار بزرگ ما لشكر بنى پارت ناپلئون را شكست داد و او را دستگير نمود . و اينروز را در مملكت ما جشنى عظيم گرفته مىشود . زن و مرد مملكت بيرون رفته شاه و شاهزادگان و تمام وزراء و امرا و لشكريان بيرون شهر رفته سرباز و توپخانه و سوار بشكرانه رفع بليهء بنىپارت « 3 » بقانونى كه آن روز نزاع واقع گشته تهيهء جنگ را ديده و پس از مدتى چند كه توپها و تفنگها انداخته شد و بازىها نمودند مراجعت به منزل نموده و عشرت عظيم برپا مىشود و دوك والنس « 4 » در ميان ميدان ايستاده زن و مرد آن ولايت يكيك رفته او را تهنيت ميدهند و خوشآمد ميگويند . اگر شما را ميل باشد بتماشاى آن اوضاع تشريف آورده باشيد تماشا كنيد .
در اين صحبت بوديم كه دوست واقعى سرگوروزلى ايلچى آمده آن هم تكليف بتماشاى آن اوضاع نمود و گفت مشرف بر آن ميدان خانه [ اى ] از دوستان من است شما را در آنجا ميبرم كه نشسته تماشاى آنسان را كرده بنا بخاطر و اصرار سرگوروزلى برخاسته به آنجا رفتيم و
هامش
( 1 ) - در ترجمهء انگليسى تصريح كرده كه پنجم ربيع الثانى مطابق 18 ژون . ف .
( 2 ) - در دو نسخهء نفيسى و ديگر : ولنس - در نسخهء مجلس : « ولسن » و برطبق ترجمهء انگليسى تصحيح شده است .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : پاناپرت .
( 4 ) - دوك ولنگتون است كه مؤلف در اثر ندانستن زبان و آشنا نبودن به تلفظ صحيح آن همهجا والنس نوشته . ف .