فضاى آن باغ رضوان نشان در لب آبهاى روان و سايهء « 1 » درختان نشسته از هرطرف بازار ميفروشى از اقسام بادهها و انواع خوردنيها و سبزيها موجود ، بتان ترسائى بفروختن بادهء ارغوانى صلاى عام داده و تمناى نظارهءگيان [ كذا ] را از آن معالجهء تلخ و شيرين آماده و مهيا ساخته .
تفريح در باغ وحش
بارى در آنروز حضرات را تماشايى بىاندازه حاصل گرديد و هنگام مراجعت از آن باغ بدكان بلورسازى و تفنگسازى رفته صنايعى چند ملاحظه گرديد كه شرح آن باعث تطويل است .
يوم چهارشنبه و پنجشنبهء دوم « 2 » و سيم روزها اعيان و بزرگان به ديدن اين جانب مىآمدند و شبها اين جانب به ميهمانيها رفته اوضاع غريب در ميهمانيهاى آنولايت به نظر ميرسيد . از آن جمله در يكى از شبها كه بخانهء شخصى از بزرگان كه او را لارد « 3 » . . . ميگفتند رفته تخمينا پنجهزار نفر
ميهمانى با لباس مبدل
از معتبرين و اكابر ميهمان آنشخص بودند و هركس لباس خود را تغيير داده دست زنش را گرفته در فضاى خانهها مترقص ميبود و هرقدر كه بهتر ميرقصيد از او بيشتر تعريف ميكردند و زنهاى اكابر و اعزّه بعد از رقص نزد ما مىآمدند تحقيق مىكردند كه من چگونه ميرقصيدم تعريف
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : ساير .
( 2 ) - در حاشيهء نسخهء نفيسى نوشته شده ( ربيع الاول 1253 ) .
( 3 ) - در اصل جاى اسم خالى است و در ترجمه هم فقط به ذكر حرف اول اسم كهMاست اكتفا شده ف . در رموز السياحه « لارد من جان » ذكر شده و پيش از اين قسمت هم شرحى مبسوط از فراموشخانه آمده است .