به كار برده و هر نوع از انواع دلربائى كه معشوفان روحانى را لايق و سزا است مشاطهء قدرت بىقصور آموخته :
گر سليمان را چنين مرغى بدى * كى خود او مشغول اين مرغان شدى
و ديگرى از جمله غرايب اقسام طيور لقلق تارحى بود « 1 » كه تا به حال ديده نشده بود . چنان خوشرنگ بود كه هيچ رنگى مشابهت بوى نداشت او را از جزاير قريب ينگىدنيا ميآورند . و انواع طيور صغير از اقسام كبك و تيهو و درّاج و مرغ زيرك و ساير « 2 » و بلدرجين و بلبل و سير ، حتى مرغكى كه اندك از پشه بزرگتر ميبود « 3 » . اين طيور را در آنجا آورده خانها به جهت ايشان در آن باغ از آهن ساخته ديوار و سقف آنجا نيز چون غربالى بسيار بزرگ باريك مثقّب « 4 » است كه بهيچوجه حاجت « 5 » ماوراء
جايگاه اين مرغان
نيست . آب جارى متصل از آن خانه عبور مينمايد . درخت چند تفرّج آن مرغان در آنخانه كشتهاند و قفسهاى بسيار پاكيزهء منقح به جهت هر جفتى « 6 » از ايشان مشخص نمودهاند . آب و دانه به قدر كفاف هر مرغى مشخص نمودهاند كه آن گرفتاران قفس شادمانى هرگز انديشهء آزادى ندارند
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس : نارنجى .
( 2 ) - نسخهء نفيسى : و ساير ديگر در حين . نسخهء مجلس : و ساير ديگر بلدرچين .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : مىنمود .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : و مثقب است .
( 5 ) - نسخهء نفيسى : حاجب .
( 6 ) - نسخهء اصل و مجلس : هر جنسى .