چند به جهت پرستارى آنها معين و برقرار است كه متوجه احوال آنها مىشود طعمه و چينه « 1 » آنها را ميدهند و هريك از آنها را كه سقط شود پوست آنها را كنده بطريقى كه هيچ تفاوت با حيات نكند كاه پر كرده در آن محل گذارده ، ما دامى كه زندهء او را بدست نياورند آن پوست را از دست نخواهند داد . يا اينكه روغنى ترتيب داده به اعضاى آنها ميزنند كه حفظ تركيبشان را كرده به حالت خود برقرار ميمانند و در عرض سال چند روزى را معين كردهاند كه خلقى كثير از زن و مرد آن ولايت در آن باغ رفته تماشاى آن حيوانات را ميكنند « 2 » و از هركس نيز پولى معين ميگيرند .
احتمال دارد كه در آن اوقات چندين هزار تومان پول به جهت ايشان مداخل باشد .
تعريف آن اشكال غريبه و هياكل عجيبه در قوهء تحرير نيست .
از آن جمله پيلى به بلندى هشت ذرع ارتفاع و بعرض ده ذرع دندانى داشت مانند دو ستون و هيكلى غريب داشت .
چند جانور درشتاندام
و شيرى از مغربزمين ملاحظه گشته كه هشت ذرع از سر تا دمش بود . اعضاى بدنش چون كهربا زرد و يالش چون قير سياه و نيم ذرع بر زمين افتاده چشمهايش چون دو كاسهء پراز خون چنان شير تا اين زمان نديده بلكه در هيچ كتاب بدين تركيب نشنيده « 3 » كه چنان
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : جيره .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : مينمايند .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : بدين تركيب شيرى مذكور نيست كه اين