نوع شير در عالم وجود داشته باشد و كركدنى بسيار قوى هيكلى « 1 » چنانچه هيكل او را كتب نوشتهاند بسيار ديده شده است .
و ببر باندازهء آن « 2 » شير و رنگ زعفرانى خالهاى سياه طولانى بر اعضاى او قلم قدرت كشيده .
و پلنگ بسيار عجيب كه از ينگىدنيا آورده بودند دخلى به پلنگهائى كه ديده شده بود نداشت .
و ساير سباع كه از اسامى آنها قوهء حافظه در ضبط صور آنها عاجز و قاصر است به نظر رسيده كه اغلب آنها از ينگىدنيا آوردهاند .
و كلابى چند از بعضى ممالك مشرق و هندوستان غرب كه در ينگىدنيا واقع مىباشد آورده زنجيرهاى گران بر گردن آنها گذاشته كه به اندازهء الاغى و بعضى از آنها پوستشان معاينه پوست بره قلمه [ اى ] « 3 » و
حيوانات دورگه
پاره [ اى ] ديگر برنگ پلنگ مىگفتند كه آنها دورگه مىباشند كه مادر ايشان
هامش
نوع . . . و در رموز السياحه به اين شرح است : « و از آن جمله شيرى غران كه از مغرب زمين آورده بودند در آنجا ملاحظه گرديد كه از دم تا سرش 7 ذرع بود و اعضايش چون زعفران زرد و از يال تا كتف آن شير چون قير سياه و نيم ذرع يال آن حيوان بر زمين ريخته بود . چشمهايش چون دو كاسهء مملو از خون و چنگالهايش هريك چون خنجرى ميبود چنان شيرى تا حال ديده و شنيده نشده بود » .
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : قوىهيكل :
( 2 ) - اصل و مجلس : و ديگر ببرى به اندازهء آن
( 3 ) - نسخه اصل و مجلس : قلمهاى مىباشد .