تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
خود دست منظور و رفيق خود را گرفته در آن سبزهء خضراء و رياض جنّت‌آسا بر لب جويبار و كنار سبزه‌زار نشسته به ميگسارى و عشق‌بازى مشغول ولى اختصاص باحدى ندارد . هر زنى كه با هر مردى از بيگانه و آشنا كه مايل باشند دست يكديگر را گرفته بهرجا كه خواستند ميروند باغ و سبزه و آزادى و امنيت احدى نگاه نمىكند و متحمل نميگردد . مطربان بسيار بازىّهاى غريب در اطراف آن گلذار [ كذا ] نشسته بنواختن ساز و نواى موسيقار زنگ زداى كدورت و آزار ميگردند تا عصر آن روز به همين قسم عشرتى عظيم و نشاطى بدون خوف و بيم در آن جماعت است . غرض كه برادر معظم اليه آن روز را در آنجا رفته تماشاى معقول نموده

[ شاهزادگان در لندن ]

و يوم يكشنبهء بيست و ششم اينجانب و تيمور ميرزا از باث حركت كرده يك ساعت بغروب آفتاب مانده وارد مدينهء لندن گرديديم و از باث الى لندن يكصد و ده ميل مىباشد . همه‌جا در شهر و عمارت و باغات بيحد و نهايت آمده شبرى از زمين خالى از عمارت نبود ولى همه‌جا « 1 » عمارت عالى كه هريكى را قصرى از جنت ميتوان تصور نمود و همگى عمارات بر كنار باغات و بستان اتفاق افتاده . ديوار باغات را كلا از از باث تا لندن طارميهاى آهنى به الوان مختلفه مستحكم نموده نقش‌ونگارى چند بيرون آورده بودند و بر دو طرف از معجر و طارميها گياهى گشته كه آن گياه به مثل نيلوفر اطراف طارميها را احاطه كرده چنان درهم روئيده كه پندارى از مخمل سبز فرنگ ديبائى بر روى معجرها كشيده‌اند و از باث
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس : و همه‌جا .