بسيار عالى و به وضع غريب « 1 » آن عمارت را بنا نهادهاند كه سطح زمين تا سقف عمارت مجموع غرفات و حجرات از چوب ساخته روپوشهاى « 2 » ماهوت در غايت لطافت بر روى تمام سقف ديوار « 3 » آن عمارت كشيدهاند و بر در هر غرفه چهلچراغ « 4 » كه مشتمل بر پنجاه چراغ مىباشد آويخته و اطراف آنها را نيز چراغهاى مختلف افروخته در قبهء آن عمارت چهلچراغ بزرگى آويختهاند كه چهار صد چراغ دارد كه هريك پنج شعله از آن زبانه ميكشد
وصف چراغ گاز
و مجموع اين چراغها لوله دارد كه همگى متصل به لولهاى مىشود بر درب خانه و پيچى در آن لوله قرار دادهاند كه بمحض اشاره بر آن پيچ ، اين چند هزار چراغ يك دفعه خاموش مىشود كه در آن عمارت چشم چشم نمىبيند . باز بمحض اندكى حركت ، همگى مشتعل شده چشم شخص از روشنائى خيره ميگردد و جمعى از دختران ماه طلعت كه در نظارهء جمالشان آفتاب تابان خيره مىشود و فرقه [ اى ] از پسران خوش صورت كه ماه درخشان از مشاهده تمثالشان تيره مىگردد در آنمكان معين ميباشند .
مغنّيان و مطربان چند در آن خانه به نغمهپردازى و بازيگرى مشغول ميباشند كه از نواى جانفزايشان دل بىنوايان بىتابوتوان گشته
يادى از شيخ صنعان
و از مشاهدهء غمزات « 5 » و نزاكت حركات آن دلفريبان هزار مثل شيخ صنعان ايمان خود را باخته :
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : و بوضعى غريب .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس :
روپوشهاى .
( 3 ) - نسخهء مجلس : و ديوار .
( 4 ) - نسخه مجلس : چهل چراغى .
( 5 ) - نسخه ديگر : غمرات .