محبّ حقيقى داشته و عريضه بحضور اقدس شهريارى نگاشته كه در محل خاص بتوسط آندوست مودت اساس از نظر همايون مهر قياس اعلى گذرد و بهر قسم كه راى مملكت آراى خسروانى بدان قرار گيرد و بهر مكان كه مقرر دارند شرف حضور ساطع النور ميسور گردد و از اينكه آندوست وزير دول خارجه و اين مهمات بحسن تدبير و صفاى ضمير آن جناب محول و حواله مىباشد بهر قسم كه مصلحت دانند صلاح و صوابديد احوال را بنگارند انشاء اللّه زمان ملاقات قريب است زياده قلمى نميشود » .
و كاغذ لارد گلنلگ برين طريق بود : « دبير عطارد شيم « 1 » و مشير مشترى ضمير اعظم محبّ اجلّ اكرم افخم بعد از مراتب دوستى و محبت اظهار و اعلام ميدارد كه نظر باقتضاى آسمان و مقادير زمان و اشتياق
عريضهنگارى بوزير هندوستان
ادراك حضور عدالت دستور زبده سلاطين جهان پادشاه انگلستان و هندوستان عبور ما به اين سامان افتاده تفصيل حالات را شنيده و خواهند شنيد . مجملى از مجارى احوال اينكه در اين اوقات كه عشر اول شهر صفر المظفر است للّه الحمد بعد از طى مسافت برّ و بحر با اشتياق بىاندازه در شرفيابى حضور شهريار سكندرفر وارد مدينهء باس شده . اگرچه شوق شرفيابى آن دولت عليه و شوكت بهيه زياده از اندازه مىباشد و ليكن بسبب ناسازگارى آبوهوا و انقلاب دريا اندكى خسته و افسرده گشته چند روز در باس بناى توقف را گذاشته و برسوم مخالصت و قانون ارادت بجهة اذن شرفاندوزى بساط سلطنت و ادراك خدمت شهريارى
هامش
( 1 ) - جمع شيمه : خلق خوى عادت . ف .