كرده اكلى به عمل آمد . از آنجا سوار گشته هنگام غروب آفتاب بسوادى عظيم و مملكتى كبير و معظم مسمى به « باث » « 1 » رسيده .
[ در شهر باث ]
عجايب شهرى و مملكتى به چشم ما جلوهگر گرديد كه آنچه معموره بلاد ديديم تمام از نظر محو شده ، تمام كوچهاى آن در عرض بفاصله دويست قدم راه ، جميعان [ كذا ] « 2 » از سنگخاره فرش كرده كه ميتوان از غايت لطافت و نظافت در آنجا نشسته استراحت به عمل آورد و چهار
در شهر باث
سمت آن كوچه را بجهة عبور متردّدين بطريق كوچهباغ بلند بر زمين آن را فرش كرده بودند و دو سمت ديگر را علاحده بجهة عبور دواب قدرى پستتر از سنگخاره فرش كرده و خيابان وسيع ديگر را بجهة عبور دواب قدرى پستتر ، از سنگفرش كرده كه يكى بجهة ذهاب و ديگرى بجهة اياب مخصوص است و جميع خانها ارتفاع ديوارش يكصد ذرع از سنگخاره و حجارى در كمال امتياز مشتمل بر چهار طبقه ، دريچها و منظرههاى آينه بطورى آراسته و پرداخته بودند كه عقل در آن متحير ميشد و تمام دريچهها روبكوچه در مقابل يكديگر بازگشته سر موئى اختلاف از هم نداشت و همچنين بامهاى خانها ريسمانكش سر موئى پست و بلند نبود . درهاى خانها مجموع در مقابل يكديگر چه درهاى عالى و كرياس با تنقيح و بدر هر خانه اسم صاحب بيت را چاپ كرده و اسم خانه را معين نموده بودند كه هوش از سر آدمى بيرون ميرفت
هامش
( 1 ) -Bath.
( 2 ) - در نسخهء اصل و مجلس : جميعا و صحيح است .