خوب مىشود و ليكن ديده نشد و مركباتش بسيار خوب و مطبوع مىشود و از حد بسيار متجاوز است . نارنگى ندارد ليكن بدل نارنگى ميوهايست كه آن را پرتقال مىنامند و خوب آن را از « طرابلس » مىآورند [ و ] وفورى دارد و از جميع بقولات بهم ميرسد « 1 » . از جمله كاهو و ساير تمام فردا على بهم ميرسد و ساير حبوبات در آنجا نيكو به عمل ميآيد . غلهاش بسيار است ليكن نان خالص اهل آن بلد نمىخورند گندم و جو و نخود و ذرت را داخل يكديگر كرده ميخورند . نان آنجا بحسب منظر بسيار خوب و لطيف مىشود و ليكن بسيار بىمزه كه بهيچوجه دخلى بنان ندارد .
و از جمله رياحين گلهائى كه در فصول اربعه در مملكت ايران بهم ميرسد ، در آنجا به عمل مىآيد و بعلاوه پاره [ اى ] گلهاى ديگر كه ايلچيان و باليوزان انگريز آوردهاند يافت مىشود . بنفشه در آنجا وفورى دارد . و لسان اهل آن مملكت عربى و تركى مىباشد و معمورهء شام را كه از بلندى نظرافكنى مثل او شهرى به نظر تا به حال نرسيده و بحسب طول واقع شده عرض آن چندان نيست و بتركيب هزارپا واقع است و ستارهء جدى كه معروف بقطب شمال است در ايران كه رو به قبله مىايستند
قبلهيابى
به شانه راست مىافتد و در عراق عرب قدرى در خلف منكب ايمن بايد انداخت و در ملك شام و آن نواحى درست در خلف منكب ايسر واقع مىشود .
بارى هر قسم حيوانات در شام ديده شده و ليكن گاوهاى قوى هيكلى در شام ديدم « 2 » كه هرگز تصور نميكردم كه گاو به اين بزرگى شود
هامش
( 1 ) - در نسخهء ديگر اين دو كلمه نيست .
( 2 ) - در نسخهء ديگر : ديده شد .