مسبب الاسباب سبب ساخت . الحق ، خواجه مشار اليه هفت زبان را و هفت خط را خوب حرف مىزند و مينويسد از آن جمله يكى انگريزى مى باشد .
بارى زياده از حد ممنون جانب باليوز گشته و به زبان خوشى وداع مينمود كه گويا دوست قديمى كه بخواهد مفارقت نموده باشد به آن طريق اظهار مهربانى و وداع مينمود . ما نيز بر سر ميز سخنى ميرانديم و تنقلى ميكرديم . در اثناى صحبت آينهء درجه كه درجهء حرارت و برودت از وى مشخص ميگردد به ديوار خانه آويخته بودند . يكى از حضار مجلس آن درجه را برداشته از والى پرسيد كه شما ميتوانيد بگوئيد اين چه صنعت و چه چيز است . والى در تفكر و حيرت فرورفته كه آيا اين چه چيز است و چه گويد . آنشخص بجهة اينكه برودت و سردى هوا بسيار در زيبق اثر كرده و درجه بسيار پست رفته بود نزديك به دهان برده حرارت نفس
خاصيت ميزان الحراره
را بجهة تحريك درجهء زيبق جوف آن ميرسانيد كه به يك دفعه والى گفت بلى دانستم اين چه چيز است . اين درجهايست كه در فرنگستان بجهة تعيين عيار مبرز معين نمودهاند كه خنده از ياران بلند شد . بارى صحبت ها داشته ميشد تا اينكه هنگام حركت به طول انجاميد و در بارش هم تخفيفى بهمرسيد برخاسته باليوز صاحب و بىبى صاحب تا بدر خانه بهمراه ما آمده هرقدر اصرار نمودم بلكه درين باران زحمت نكشيده و معاودت نمايند عاقبت به هزار جرّثقيل بىبى صاحب را وداع نموده و مراجعت به محل خود كرده ولى باليوز صاحب و مسترمان سوار شده باتفاق از شهر شام بيرون آمده و از طرف شمال شهر متصل بكوه سار
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص٢٤٤