كه در دو فرسخى شهر مىباشد كه اسم آن چشمه « به ورق « 1 » » است و مردمش بسيار صحيح « 2 » و لطيف و فربه ميشوند و خانهاى بسيار عالى كه هريك چون بهشت برين مسرتافزا و هر گلذار [ كذا ] چون بوستان ارم غمزدا و كوچههايش تمام مفروش است از سنگ خاره و چنان نگون ساختهاند كه مطلقا آب و كثافت در آن باقى نمىماند و از آب جارى هر روز كه كوچهها را شستوشو مىنمايند و صفا ميدهند و در زير شهر و كوچه و بازار نهرهاى عظيم روان است .
مسجد جامعى كه در آنجاست مدفن يحيى بن ذكريا [ كذا در در هر سه نسخه ] على نبينا و عليه السلام است . مسجدى در غايت متانت و بنائى در نهايت حصانت دارد . حجارى بسيار غريبى نمودهاند بانى آن معلوم نيست . و از جمله بناهاى مستحكم و كاروانسرا و بازار بسيار در آن شهر مىباشد ولى يك كاروانسراى آنجا بسيار بسيار غريب است كه از جمله بناهاى اين زمان نمىنمايد . ديوار كاروانسرا از سنگهاى عظيم و هريك ملون بالوان مختلفه بطريق نقاشى بنائى و حجارى كرده و چنان جفتگيرى و حجارى را كردهاند كه تمام عمارت يكپارچه به نظر ميرسد و حمامهاى بسيار مرغوب دارد كه در كل ممالك ايران
حمام خوب و دلاك بد
يكى از آن حمامها نيست و بر خلاف حمام دلاكهاى كريهمنظر بى بىوقوف دارد كه محسنات حمام به تصديعات دلاك نمىارزد .
و از فواكه انار و سيب و انگور آنجا خوب مىشود و ساير هم
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس : « يورق » .
( 2 ) - نسخهء ديگر صبيح .