بانگلستان نخواهيد رسيد لهذا تسليم نموده و در آن شب تدارك ديده مهياى حركت فردا شديم . يوم چهارشنبه پنجم صبح كه از خواب بيدار شديم طوفانى ملاحظه شد كه از هر روز بيشتر لابد عزم رحيل كرده ، در باران ، دل از ياران كنده بنه و نوكرها را قبل از حركت روانه كرده به محلى كه مسمى به « ديماس « 1 » » و در پنج فرسنگى شام است قرار داده باليوز خواهشمند گرديد كه نهار را در منزل او صرف شود و وداع نموده باشيم .
در خانهء باليوز براى وداع
قريب به ظهر به منزل باليوز رفته بعد از طى تعارفات نهار صرف نموده بعد رفته نوشتهجاتى كه به جهت دولت انگريز نوشته بود آورد . سبحان اللّه از ملاقات آن مكاتيب انسان خسته ميشد . قريب چهار ساعت بر سر ميز خود باليوز و بىبى صاحب تمام مكاتيب را لاك زده و بما سپرد و عرض كرد ميدانم به علت ندانستن زبان انگريزى شما در راه وانگهى در دريا بسيار بر شما « 2 » بد خواهد گذشت سهل است رسيدن شما بدولت انگريز ولى اشكال در بىاطلاعى از زبان است « 3 » و همچنين خود اين جانب هم تمام روز در فكر همين فقره بودم بعد گفتم چاره چيست خودم هم حيران اين فقره ميباشم ؟ جواب گفت از غايت ارادت تمام كار خود را زمين گذاشته خواجه اسعد باش ترجمانرا تا لندن در خدمت شما روانه خواهم نمود . جواب گفتم كه تمام امورات شما بر زمين ميماند گفت سهل است . بارى زياده از حد مسرت جهت من حاصل گشت و
هامش
( 1 ) - طبق ترجمهء انگليسى ، اين قريهDimasمىباشد . ف .
( 2 ) - نسخهء ديگر اين دو كلمه را ندارد .
( 3 ) - نسخهء ديگر : سهل است ممكن رسيدن بدولت انگريز شما را نيست .