صبا مينمودند ، باليوز گفت كه تعريف تيراندازى سركار حسام الدوله را شنيدهام از هركسى . اگر زحمت نباشد ميخواهم تماشائى كرده باشيم .
هنرنمائى تيمور ميرزا
تيمور ميرزا به تمناى باليوز اسب تاخته مرغى را در تاخت اسب از هوا به زير آورد . اتفاقا جوقه [ اى ] از جوانان نسوان نصرانى بر لب جوى نشسته مشغول ميكسارى بودند كه آن حيوان از آسمان بر سر ايشان افتاده جمعيت ايشان پريشان گشت . بيكدفعه صداى خنده و قهقهه از اطراف برخاست تمام مرد و زن آن نواحى شيوهء خود را از دست داده بدور ما جمع شدند اطراف ما به قدر ده هزار نفر حلقه زده در نهايت تعجب نگران بودند و تيمور ميرزا بنام خدا شش هفت فقره متصل بهم در تاخت اسب هر فقره مرغى به زير انداخت و همگى در آن ساحت مرغزار به عقب آن مرغان زار دويده و غوغا ميكردند .
عاقبت باليوز مانع گشته كه خداى نخواسته شايد از تنگ چشمان شامى شآمتى بر وجود سركار رسد و آزرده گردد . و به خدا قسم چون تيراندازى و اسبتازى تا آن روز تصور نميكردم . چنانچه اهل فرنگستان چنين صيد - افكنى و چابكى را ملاحظه نمايند . دقيقه [ اى ] شما را فارغ نگذاشته هر روزه با پادشاه و شاهزادگان بايد مشغول بصيدافكنى و تفرج بوده باشيد . طيورى كه زده شده بود تمام را باليوز به جهت بىبى صاحب برده و باتفاق مراجعت به شهر كرديم .
يوم يكشنبه هفدهم را بحمام رفته . يوم دوشنبه هجدهم باش ترجمان آمده به جهت زيادتى مخارج لندن پاره [ اى ] صحبتها داشت كه