رفتار نموده باشيم تا اينكه محل ايرادى نگرديم . بيان نمود كتابى مفصل
پيشبينى انگليسى
مبنى بر قواعد و قانون اهل فرنگ به جهت يادداشت شما خود نوشتهام كه با هريك از اهالى آن مملكت از پادشاه الى امراء و بزرگان چه نوع رفتار كنيد و با بىبى صاحبان بچه سياق بكنار آئيد . انشاء اللّه پسفردا كه روز دوشنبه است خودم خدمت شما ميرسم و باتفاق در خدمت شما بصحرا رفته تفرجى كرده شب را به بنده منزل توقف فرموده به تفصيل آنروز و آن شب را عرايضى كه باشد و بايد عرض مينمايم . زمانى ميخواهد كه عرايض تمام شود . بعد از آن صحبت از وصيت سركار اقدس فرمانفرما در ميان آمد . رقم وصيتنامه كه در خانهء عاليجاه ولى خان به اين جانب نوشته بودند و تأكيد در باب رفتن بدولت انگريز را كه فرموده بودند آن را به باليوز صاحب نمودم . بسيار مسرور گشت و گفت به جهت حصول مطالب شما اين نوشته بهتر از صد هزار تومان مىباشد ، همين نوشته را نگاه داشته روز اول كه خدمت پادشاه ميرسيد اول همين نوشته را بدست پادشاه داده باشيد و مطالب خود را بيان كنيد .
بارى صحبت بهمينجا ختم شده باليوز صاحب گفت امروز هواى بسيار خوبى مىباشد ، اگر قدرى سوار شويد و در خارج شهر شام تفرجى فرمائيد بد نيست . تمناى باليوز را قبول نموده اسب آوردند و سوار شده نزديك دروازه كه رسيديم از دور ژنده پيلى را ديديم « 1 » كه بر روى اسبى
ژنده پيلى بر پشت اسب
سوار شده و ميايد . چيزى كه از اسب بهزار جهد نمايان بود همين دو گوش
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس و نسخه ديگر : ديدم .