دولت انگريز است و از اينكه سبقت آشنائى داريم و اكنون بدلايل عقليه دولت ايشانرا ترجيح داديم بنابراين روى به آن دولت كرده استعانت از پروردگار جسته و آن دوست چنان تصور نموده كه ما در بغداد رفته و بخانهء باليوز بغداد منزل نموده و در شام به خانه تو آمدهايم ، چه آنجا چه اينجا تمام بخانهء پادشاه انگريز آمده و اين دولت را از جميع دولتها منتخب نمودهايم . جواب گفت تمنا و مقصود شما چيست ؟ گفتم :
ما ابناء ملوك و بزرگانيم و پناه بدولت بزرگى آوردهايم معلوم است تمناى ما هم تمناى بزرگى خواهد بود . مشخص است كه به جهت مطلب جزئى اين راه دراز را طى ننمودهايم . بىنهايت باليوز مستبشر گرديد و گفت الحق شما از بزرگانيد و خاك قدوم شما را جميع مردم به چشم ميكشند از هر جهت خود را مسرور داريد كه عنقريب بمطلب خود خواهيد رسيد .
وعدهاى كه انجام نشد
پس از ساعتى بقانون عجم قدرى بستنى به جهت باليوز آورده خورد و نهايت تعريف را كرد كه در ملك فرنگستان تا به حال كسى اين نوع اختراع « 1 » و تصرف را ننموده غريب به نظر وى آمد و خواهش كرد كه روزى سوار شده جبال شام و صحرا را ديده و شكارى كرده جواب گفتم هر اوقات كه دماغى باشد شما را اخبار و سوار خواهيم شد .
شب پنجشنبه جمعى از اعيان شام بديدن ما آمده تا قريب بصبح نشسته از هر سو سخن رانده شد . يوم پنجشنبه هفتم را معلوماتى نبود ، يوم جمعه هشتم را به همين طريق .
هامش
( 1 ) - نسخهء ديگر كلمه را ندارد .