دانست كه ما را خوش نيست . پس از اين فقره اشاره كرد ظروف را برچيدند .
خلاصه صحبت بسيار اتفاق افتاد . پنج ساعت از شب گذشته سوار شده به منزل آمديم . آدمهاى باليوز بدرقه نموده و تا درب خانه آمده هريك را انعامى داده .
يوم سهشنبه بيست و هفتم وقايعى كه قابل باشد واقع نشد .
يوم چهارشنبه بيست و هشتم بحمام بسيار خوبى بحسب بنائى رفته ، ليكن بحسب دلاك بسيار اوقاتتلخ بوده .
يوم پنجشنبه بيست و نهم وقايعى واقع نگشته و يوم جمعه غرهء ذى قعدة الحرام « 1 » وقايعى واقع نشد .
تكليف رفتن به مصر
يوم شنبه دويم ابراهيم بيك تاجر كه ملك التجار شام است نزد اين جانب آمده و پيغام از شريف پاشا حاكم شام آورده كه چرا بايد بنده را سرافراز ننموده باشيد . زهى كملطفى . از قديم ، محبتى كه شما را با محمد على پاشا بوده با ديگران نبوده و اصرار زيادى به جهت حركت دادن ما از آنخانه نمود و بيان كرد كه همينقدر شما بملك مصر رفته آنچه طالب بوده باشيد ميسر و آماده است . اينجانب جواب درستى به او نداده بسبب اينكه اولا زياده از حد از باليوز شام محبت ديده و ثانى لازم بود كه از صاحبخانه مشورتى شود . آن روز ، ابراهيم بيك را جواب گفته رفت به منزل خود .
يوم يكشنبه سيم نيز واقعه [ اى ] واقع نشد . يوم دوشنبه چهارم
هامش
( 1 ) - در حاشيه نسخه اصل نوشته شده 1252 و در نسخه مجلس هم .