بعد از آن به محل ميز رفته عمارتى ديگر در غايت صفا و طراوت به نظر رسيد . اقسام اغذيه و اشربه حاضر ساخته پس از صرف غذا مراجعت به محل اول نموده چيزى كه تازگى داشته باشد پاره [ اى ] چراغ بود به تركيب شلجم « 1 » كه تا به حال ديده نشده بود و بلور ( تيوار ) « 2 » ديوار سنگ مرمر آن ملك بود بقسمى صيقل داده بودند كه بمراتب صفاى آن از بلور بهتر بود . جميع چراغ آنمجلس از همين قسم بود . صحبت از شمشير در ميان آمده ، باليوز قداره [ اى ] آورد كه از وسط آن دو سر بود و دو زبانه داشت چنين دانست كه اين تيغ را تعارف كرده باشد . بعد از آنكه ملاحظه كرديم و اصرار باليوز را در تعريف آن ديديم گفتم اگر تعريف كنم بىجاست و دليل بر عدم سررشتهء ما خواهد بود و اگر مذمت كنم باعث دلخورى او خواهد شد ، بنابراين قليان كه ميكشيدم قدرى كم دود بود و شمشير در دست حسام السلطنه بود ، اشاره نموده به او كه قليان دودى ندارد حسام الدوله با دو سر آن تيغ كه شبيه بآتشگير بود خرك آتشى از منقل گرفته و بر سر قليان گذاشته باليوز دانست كه اين تيغ بىمصرف است و به نظر ما نيامده است از حسن تدبير ما بسيار خوشش آمد . بعد كه مشخص
يكى دو آزمايش
گرديد ميخواست سررشتهء ما را آزموده باشد و كذلك سررشتهء ما را در بين غذا ميخواست استمزاج كند كه ما خداى نكرده موافقت با او خواهيم كرد يا نه ؟ در بين صرف غذا « 3 » گفت شراب فارس شنيدهام خوب و شيرين مىشود . دفعى به او گفتم آنهائى كه خوردهاند مىگويند تلخ است .
هامش
( 1 ) - نسخهء ديگر : شلغم . و بجاى چراغ هم چراق .
( 2 ) - نسخه مجلس اين دو كلمه را ندارد . و در نسخهء ديگر : و بلور نبو ( كه ظاهرا حرف دال نبود افتاده است ) از سنگ مرمر آن ملك بود .
( 3 ) - نسخهء ديگر : اكل .