بارش شديدى آمده ، كه خانها [ كذا ] اكثرى خراب شده و در اين سال سه ماه متوالى برف آمده كه هيچكس از قدماى ولايت چنين برفى بخاطر ندارد . يوم سهشنبه پنجم نيز برف و باران بشّدت مىآمد .
يوم چهارشنبه ششم باليوز بعزم ملاقات وارد منزل ما شد . در كمال دلجوئى و اظهار محبت بنياد صحبت نمود . بعد از اظهار تعارفات از انجام مطلب صحبتى در ميان آورد و آغاز وقايع بين ما و محمد شاه بقسمى كه گذشته تحقيق نمود . ما هم وقايع احوال خود را بيان نموده تا ورود بشام و بعد گفتم اگر ميخواستم فتنهجوئى و فساد در مملكت ايران نموده باشم « 1 » نزد ما سهل بود و ليكن فتنهجوئى كاريست بيمايه و استحكامى ندارد و درين بين بجز سفك دماء مسلمانان و خرابى رعيت حاصلى نخواهد
اصل مطلب
داشت . از براى ما لازم است « 2 » كه تكيه بدولتى بزرگ نمود و بواسطه آندولت بلكه امر به سهولت بگذرد و آن دولت بالفعل آنچه ملحوظ است كه به جهت ما ننگ نباشد منحصر به سه دولت است : يكى دولت انگريز ديگر دولت روس و ديگر دولت سلطان محمود قيصر روم . اما دولت روس از جهة اينكه خلق ايران نهايت تنفر را از او دارند بيحاصل است و عيب ديگر اينكه ولايت ايشان اتصال به مملكت ايران دارد و از كيد ايشان نميتوان ايمن بود . و اما دولت عثمانى و سلطان محمود ، آن هم بواسطهء اختلال در ميانهء خود و محمد على پاشا ، امروز در ضعف است « 3 » و ضم ضعيف بضعيف افادهء ضعيف مينمايد . پس در اين باب منحصر به
هامش
( 1 ) - نسخه مجلس و نسخهء ديگر : باشيم .
( 2 ) - نسخه ديگر لازم آمد
( 3 ) - نسخهء ديگر ضعيف است .