پيشواز فرنگان
راه طى كرده قريب بشام گشته جمعى فرنگان باستقبال آمده بعد بخانهء فرين صاحب پياده شده الحق خانه [ اى ] در نهايت صفا داشت هريك اطاقى را فرش و اسباب عليحده گذارده . پس از ساعتى نهار آوردند و بقانون روم قدرى كه خورده ميشد عوض نموده قسم ديگر حاضر ميساختند الحق نهايت خدمتگذارى [ كذا ] را نموده اما از بغداد تا شام را درسى و هشت روز آمده يكصد و هفتاد و هفت فرسنگ مىباشد و سى و چهار منزل آمده ، از بغداد الى دو منزلى شام و از « حلب » الى « سوق الشيخ » متصل اعراب انيزه نشستهاند كه ميشوند « 1 » كثرت اين طايفه زياده از حد تحرير است « 2 » بعد از طايفهء « حرب » در ميان قبايل اعراب قبيله [ اى ] به اين كثرت نيست اگرچه پانصد هزار در خانه مشهور است ولى زياده از آن است به علت اينكه در اين چهل روز راه با وجودى كه تمام از بيراهه ميآمديم بجهة خوف از اعراب ، يكذرع از زمين نبود ، درين چهل منزل ، كه خرمنى از بعرهء « 3 » شتر اينها نباشد و تمام اين بيابان بحسب عرض و طول مملو از بعرهء شتر اين جماعت بود . مشايخ و بزرگان اين طايفه مختلف ميباشند و اتفاق با يكديگر ندارند . هرگز احدى از سلاطين و قياصرهء روم ، بر آنها تسلط نيافته . در اين سنوات محمد على پاشا بر بعضى قليل تسلطى يافته كه پاره [ اى ] باز بر سركشى برقرارند . مذهب ايشان طريقهء تسنن است و شيخ بزرگ ايشان كه از همه بزرگتر است و جمعيت بيشتر دارد
هامش
( 1 ) - چنين است در نسخه اصل و نسخه مجلس - در نسخه ديگر پس از كلماتى كه تراشيده شده است ، مينشينند
( 2 ) - عبارت در اصل چنين است ، در نسخهء مجلس : باشد .
( 3 ) - بعره : پشكل شتر و گوسفند . ف .