راه گذارده و رو به آن سواران نموده آن سواران بقانون سپاهگردانى و رجز خوانى مشغول گشته ، و اين جانبان هم بقانون خود رو بايشان نموده قريب صد قدم به نزديكى ايشان زمين پستى بود پيشدستى كرده و آن گودى را به تصرف خود درآورده ، و اينجانبان هشت سوار بوده چهار نفر را پياده نموده در
جنگ با حراميان
آن زمين پست نشانيده و چهار سوار ديگر رو بايشان رفته ، كه يكباره اسب بر سر اينجانبان انداخته قريب به زمين پست كه رسيدند چهار اسب ايشان بضرب گلوله كشته گشته ، و از اين فقره اندكى ايشان پشيمان از حركت خود گشته ، پشيمانى ايشان بر جرئت اينجانبان افزوده و دو اسب ديگر ايشان در دفعه ثانى زده شد . حضرت امير المؤمنين ( ع ) را مدد طلبيده حضرات مغلوب گشتند و بسرعت رفته كه جمعيت آورده باشند . همينقدر كه ايشان دور گشته اينجانب هم فرصت را غنيمت شمرده روان شده اينقدر شد كه هوا تاريك نشده و اينجانبان خود را به باغستان كربلا رسانيده نصف شب دم دروازه رفته و داخل قلعه گشته . آن روز و آنشب زياده از حد صدمه و زحمت كشيده ، حيران بوده كه آيا در اين شب به منزل كه رفته ؟ در حيرت تمام بوده ، كه محمد كريم خان « 1 » پسر ابراهيم خان عمو كه چنديست مجاورت آن آستانه را اختيار كرده ، در كوچه باينجانبان رسيد و اينجانبان را بسر منزل خود برد و آنچه لازمه محبت و مهربانى بود
ورود به كربلا
در آنشب به عمل آورده و آنشب را در ان منزل بسر برده دوشنبه يازدهم
هامش
( 1 ) - در نسخهء مجلس زير اسم نوشته است « شيخى » و البته مراد حاج محمد كريم خان رئيس فرقهء شيخيهء كرمان است . حدس محرز نسخه مجلس صحيح است مقصود از ابراهيم خانعمو هم ظهير الدوله شوهر اولين دختر فتحعليشاه همايون سلطان مشهور به خانم خانمان خواهر صلبى و بطنى فرمانفرما مىباشد . ف