به قدر يكصد سوار زياده و كمتر بهم خواهد رسيد اكنون ايشان را حاضر ميكنم و بيست رأس قاطر توانا در طويلهء خود آماده دارم . آنچه از جواهر و پول نقد و اسبابى كه به قيمت بيش و به وزن كمتر باشد بر آن بيست رأس قاطر در همين شب حمل نموده كليد دروازه را در دست دارم با آن مال و سوار بهر كجا كه بخواهيم ميرويم و اگر توانستيم از هرجا لشكر جمع كرده و تهيه ديده به قدر قدرت ، فساد در كار خصم خواهيم كرد و اگر نتوانستيم راه ما در دولتها و اماكن مشرفه گشاده است بهر كجا كه صلاح دانيم خواهيم رفت .
سركار اقدس اين رأى را پسنديده گفتند كه چنين خواهيم كرد .
در آن باب با شجاع السلطنه مشورت كردند . از اينكه گرفتارى ايشان امرى مقدر بود شجاع عرض كرد كه معاذ اللّه كه چنين خيالى بخاطر
مخالف شجاع السلطنه با فرار
شما رسد كه دولت و مملكت شما از دست بيرون رفته بدنام عام خواهيد شد و من از منوچهر خان اطمينان كلى دارم كه بطور خاطر خواه در خدمت شما رفتار خواهد كرد .
سركار اقدس مرا احضار كرده ، فرمودند كه شجاع راضى برفتن ما نميشود چه بايد كرد ؟ اين جانب كه معاينه گرفتارى خود را ميديدم و از جانب خداوند عالم همه آلام و شدت « 1 » را و جراحات و خفت و ذلت در آن شب بر من محسوس شده بود « 2 » رعبى عظيم در خواطرم [ كذا ] بهمرسيده بود . از آن فرمايش بىاختيار گشته گريبان خود را چاك زده عرض كردم شجاع نميفهمد عاقبت خون تو و ما را خواهد ريخت و گردن
هامش
( 1 ) - نسخهء ديگر و « شده » .
( 2 ) - در اصل چنين است .