تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
ايزد خواست رسانيده در كاروانسراى ايزد خواست آسوده گشتند . والى كه در عرض راه توقف كرده بود اطلاع از نزاع و لشكر خصم بهمرسانيده سوار گشته همه‌جا تعاقب اينجانب مىآمد و سراغ اينجانب را گرفته به خانه سيد فرود آمد در هنگام صرف غذا به آنجا رسيد . باتفاق او از غذاى لذيذ بيدادى رفت و كيفيت آمدن جمعيت را والى بيان كرده گفتم اگر صد هزار لشكر بر سر ما آيد امشب از اينجا امكان حركت را نخواهد داشت . غذائى خورده و آشى خورده « 1 » خوابيديم . بعد از دو ساعت شكر - اللّه خان و جمعى از غلامان تعاقب ما آمده در آنمكان آسايش كردند و صبح از شكر اللّه خان استفسار روز گذشته را نمودم بيان نمود كه شصت قاطر با بنه و اسباب من را به كلى بردند . بسيارى از مال مردم در زير گردنه بغارت رفت ، چنانچه ثلثى از آنهمه مال باقى نماند و شكر اللّه خان گفت شجاع السلطنه و ساير شاهزادگان ديشب خود را به ايزد خواست رسانيده و ليكن به جهت ما امروز درين راه خالى از خطر نيست بايد به احتياط رفت . سوارى كه بود قدغن كرديم از ده بيرون آمده يكطرف ايستادند بنه مردم آنچه بود در جلو انداخته روانه گرديديم . معادل دويست سوار ميشديم سوارها را بنظام برداشته عقب بنه مىرفتيم . دو فرسنگى كه از اسفرجان دور شده از جلو فرياد برخاست كه بنه را زدند . رفتيم ملتفت جلو شويم كه از دست راست فرياد برخاست . دست راست را نگاه كرديم ، كه از دست چپ « تغوى « 2 » تركمان » كه هميشه
هامش
( 1 ) - نسخه مجلس غذائى و آشى خورده . ( 2 ) - در نسخه ديگر تغو
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 105 | رضا قلى ميرزا نايب الاياله / اصغر فرمانفرمايى قاجار