عزادارى پرداختند و زنان و مردان مكه يك هفته سوگوارى كردند « 1 » .
( 1 )
3 - بصره
اين خبر دردناك را عبد اللّه بن سلمة به بصره رسانيد و زياد بن أبيه فرماندار بصره را آگهى داد و حكم بن ابى العاص ثقفى فرياد برآورد و مردم را از شهادت امام آگاه كرد . مردم همگى فرياد بضجه و ناله برآوردند ، ابا بكرة برادر زياد كه در آن وقت بيمار بود از شنيدن فرياد و نالهء مردم سراسيمه شد و به همسرش ميسه دخت سخام گفت :
- اين سر و صدا چيست ؟
- حسن بن على ، از دنيا رفت و شكر خدا را كه مردم از دستش راحت شدند .
- واى بر تو ، خاموش شو ، خداوند او را از شر بسيارى از مردم راحت كرد و مردم از مرگ او خير فراوانى را از دست دادند ، خداوند حسن را برحمت بىپايانش درآورد « 2 » .
جارود بن ابى سبره شاعر بصرى امام را بدين گونه مرثيه گفت :
اگر شر ، شب و روزى را سير مىكند * خير را سيرى چهار برابر آن است
اگر شر بخواهد بسوى ما بيايد * و مصيبتى را بياورد ، سيرى شتابان دارد « 3 »
.
( 2 )
4 - كوفه
هنگامى كه خبر دردناك شهادت امام بكوفه رسيد ، دلها از هم شكافت و جانها از هراس بلرزه درآمد و مردم كوفه بگريه و ناله آمدند ،
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن عساكر 4 / 228
( 2 ) - شرح ابن ابى الحديد 4 / 4
( 3 ) - همان مأخذ ص 6