تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
عزادارى پرداختند و زنان و مردان مكه يك هفته سوگوارى كردند « 1 » . ( 1 )

3 - بصره

اين خبر دردناك را عبد اللّه بن سلمة به بصره رسانيد و زياد بن أبيه فرماندار بصره را آگهى داد و حكم بن ابى العاص ثقفى فرياد برآورد و مردم را از شهادت امام آگاه كرد . مردم همگى فرياد بضجه و ناله برآوردند ، ابا بكرة برادر زياد كه در آن وقت بيمار بود از شنيدن فرياد و نالهء مردم سراسيمه شد و به همسرش ميسه دخت سخام گفت : - اين سر و صدا چيست ؟ - حسن بن على ، از دنيا رفت و شكر خدا را كه مردم از دستش راحت شدند . - واى بر تو ، خاموش شو ، خداوند او را از شر بسيارى از مردم راحت كرد و مردم از مرگ او خير فراوانى را از دست دادند ، خداوند حسن را برحمت بىپايانش درآورد « 2 » . جارود بن ابى سبره شاعر بصرى امام را بدين گونه مرثيه گفت :
اگر شر ، شب و روزى را سير مىكند * خير را سيرى چهار برابر آن است
اگر شر بخواهد بسوى ما بيايد * و مصيبتى را بياورد ، سيرى شتابان دارد « 3 »
. ( 2 )

4 - كوفه

هنگامى كه خبر دردناك شهادت امام بكوفه رسيد ، دلها از هم شكافت و جانها از هراس بلرزه درآمد و مردم كوفه بگريه و ناله آمدند ،
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن عساكر 4 / 228 ( 2 ) - شرح ابن ابى الحديد 4 / 4 ( 3 ) - همان مأخذ ص 6