( 1 ) اينك ما مىپرسيم :
1 - از كجا خانهاى كه پيغمبر در آن دفن شده متعلق به عايشه است ؟ مگر پدرش ابو بكر ادعا نميكرد كه پيغمبر فرموده ما پيامبران ، طلا و نقره و خانه و مزرعهاى بميراث نمىگذاريم ، آيا اين روايت ، مخصوص بفاطمهء زهرا ( ع ) بود كه از حق مشروعش محروم گردد ؟
يا عمومى بود كه در اين صورت عايشه هم بهرهاى نمىبرد .
2 - اگر اين ارث هم درست باشد عايشه يك نهم از يك هشتم خانه يعنى يك هفتاد و دوم آن را به ارث ميبرد زيرا پيغمبر نه نفر زن داشت و زن از شوهرش يك هشتم ميبرد چنان كه در اين باره به او گفته شد :
تو يك نهم از يك هشتم ميبرى و ميخواهى همه را تصرف كنى .
3 - علاوه بر اين ، زن از زمين ارث نمىبرد و از قيمت عمارت و اموال منقول بهره ميبرد ، پس نميتواند مدفن پيغمبر را ملك خود بداند .
4 - چرا عايشه ، امام حسن ع را دوست نداشته باشد ، در صورتى كه حسن ، ريحانهء پيامبر و ميوه دل او بود و پيغمبر دربارهاش فرموده بود ( خدايا من او را و هر كس كه او را دوست بدارد دوست ميدارم ) و عايشه كه گفت من حسن را دوست نمىدارم به پيامبر جفا كرده و گفتارش را دروغ دانسته است « 1 » .
پس عايشه بخواست بنى اميه به همراه آنها حركت كرد و از دفن امام در جوار پيغمبر جلوگيرى كرد و احترام خاندان پاك پيامبر را كه خداوند در كتاب كريمش آن را واجب دانسته رعايت نكرد . انا للّه و انا اليه راجعون .
هامش
( 1 ) - اخبار و احاديثى را كه دربارهء امام حسن از زبان پيامبر همهء راويان مسلمان آوردهاند در جلد اول اين كتاب نوشتهايم .