تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
پيامبرى كه حرمت او و خاندانش بر همهء مسلمانان واجب بود . ( 1 ) در اين وقت درد امام شدت يافت و آن حضرت را اندوه و جزعى فراوان فرا گرفت . يكى از حاضرين گفت ، اى فرزند پيامبر ، چرا ناراحت شده‌ايد ، مگر جد شما پيامبر و پدرتان على و مادرتان فاطمه نيست و خودتان پيشواى جوانان بهشت نمىباشيد ؟ امام با صدائى نرم و آهسته فرمود ، از دو چيز مىگريم ، ترس مرگ و دورى دوستان « 1 » . ( 2 )

وصيت به حسين ( ع )

چون درد امام شدت يافت و بيماريش سنگين شد دانست كه هنگام سفر آخرت و رحلتش از دنيا نزديك شده است و برادرش حسين ( ع ) را فرا خواند تا به او وصيت كند و عهدى با او ببندد ، وصيتى را كه مورخان شيعه روايت كرده‌اند با وصيتى كه اهل تسنن آورده‌اند اختلافى فاحش دارد و متن روايت شيعه چنين است : « اين وصيت حسن بن على به برادرش حسين است كه ميگويد ، گواهى ميدهد كه خدائى جز خداى يگانه نيست كه يكتا و بىهمتاست ، او را بشايستگى عبادت پرستيده ، همتائى براى او در پادشاهيش نيست و بكارگزارى نياز ندارد ، او همه چيز را به توانائيش آفريده و براى همه چيز اندازه قرار داده است ، او از هر كس به عبادت سزاوارتر و به ستايش شايسته‌تر است ، هر كس فرمانش را برد هدايت يافت و آنكه نافرمانيش كرد گمراه شد و هر كس بسوى او بازگشت ، راه بسعادت يافت . من ترا اى حسين ببازماندگان سفارش مىكنم و همهء فرزندان
هامش
( 1 ) - امالى صدوق ص 133