( 1 ) حسن ( ع ) با چنين وصيت جاودانه و درسهاى سودمند و حكمتهاى ارزنده و انديشههاى استوار كه از جدش پيامبر و پدرش امير المؤمنين دريافته بود جناده را به بهترين راههائى كه پيروزى دنيا و آخرت را در بر دارد راهنمائى كرد .
عمير بن اسحاق هم براى عيادت ببالين حضرتش آمد « 1 » امام فرمود :
پيش از آنكه مرا نيابى آنچه ميخواهى بپرس ، ولى عمير كه حضرتش را در آن حالت ديد نخواست كه بزحمتش اندازد و گفت ، نه به خدا چيزى نمىپرسم تا اينكه خداوند ترا شفا بخشد . امام كه از شدت درد بر خود مىتپيد از درد فراوانى كه به سختى آزارش ميداد نالهاى كشيد و بخاندانش گفت « پارهاى از جگرم بيرون افتاد ، مرا بارها سم داده بودند ولى مانند اين بار هرگز به هلاكت نيفتادم ، اكنون پارهاى از جگرم بيرون افتاد و پارههاى گداختهء آن را ديدم « 2 » .
هامش
( 1 ) - صفوة الصفوة 1 / 320 ، بداية و النهايه 8 / 42
( 2 ) - روايت چنانچه درست باشد حكايت مىكند كه زهر در كبد آن حضرت اثر گذاشت چنان كه امام پارهاى از آن را قى كرد ولى طب جديد ميگويد مسموميت موجب قى كردن كبد نمىشود بلكه در معده ايجاد التهاب مىكند و در امعاء مسموم هيجان بوجود مىآورد و اگر مسموميت اندك باشد فشار خون را پائين مىآورد و التهابى در اعصاب ايجاد مىكند و خيلى كم است كه اثرى بر روى كبد بگذارد و بعلاوه كبد هرگز از راه حلق بيرون نمىافتد در اين صورت نظريهء پزشكان با نص روايت اختلاف پيدا مىكند ولى اين در صورتى است كه ما كبد را فقط يكى از قسمتهاى جهاز هاضمه بدانيم كه در جانب راست شكم قرار دارد و صفرا پس ميدهد ، ولى در زبان عرب شنيده شده كه همهء جهاز هاضمه را هم كبد ناميدهاند چنان كه در قاموس 1 / 332 و در تاج العروس 2 / 481 ، چنين آمده است ( و گاهى آنچه را كه در شكم انسان است كبد ميگويند چنان كه در اين شعر آمده است :وقتى كه يك فرد ناشى دست دراز مىكند * بسوى كبد صاف ( پهلو ) يا پستانها دست مىگشايد .پس از طريق مجاز ميتوان پهلو را كبد ناميد چنان كه در حديث آمده