( 1 ) بگفتهء ابن فليح ، ابا عمرو بن حفص به پيش يزيد رفت و مورد احترام يزيد قرار گرفت و جايزهاى بزرگ از او دريافت داشت ولى چون بمدينه بازگشت در كنار منبر پيغمبر ايستاد او مردى سرشناس و شايسته بود و در برابر مردم از مفاسد يزيد سخنها گفت و بصراحت اقرار كرد كه يزيد هميشه مست است و نمازش را نمىخواند « 1 » .
معاويه خودش هم از تبهكارى پسرش آگهى داشت و ميدانست كه او مرتكب همه گونه زشتيها مىشود و هميشه شراب مىخورد و نماز نميخواند و دليل آگاهى او به كردار يزيد نامهاى است كه به او مىنويسد و بسرزنش فرزندش ميپردازد .
متن نامه : به من گزارش دادهاند كه تو بزمهاى شراب و لهو و گناه برپا ميكنى چنان كه خداوند در قرآن فرمود ( آيا بر فراز هر تپهاى خانهاى براى هوسرانى برپا مىكنيد و گمان مىبريد هميشه در اين خانهها ميمانيد ) و كار را به جائى كشانيدهاى كه گناهان را به آشكارائى مرتكب ميشوى و زشتىهايت را از پرده به بيرون انداختهاى ، اى يزيد بدان كه مستى ترا از سپاس نعمت خدا و عنايتهايش بازمىدارد و اين گناهى عظيم و فاجعهاى بزرگ است و ترك نمازهاى واجب در وقتهايش بزرگترين بلاها را ببار مىآورد ديگر آنكه عيبها را نيكو مىشمارى و گناهان را بىپرده انجام ميدهى و شرم و حيا را كنار گذارده و پردهها را دريدهاى ، پس از اين تبهكاريها خود را در امان مپندار و بكردار سياهت معتقد مباش . « 2 »
پس چگونه معاويه با آگهى كاملى كه از ارتداد پسرش از دين داشت و ميدانست كه او حرام خدا را حلال ميداند و در منجلاب
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن عساكر 7 / 28
( 2 ) - صبح الاعشى 6 / 288