( 1 ) از مهمترين مواد قرارداد صلحى كه بين امام حسن و معاويه بسته شده بود اين بود كه پس از معاويه خلافت اسلامى به امام حسن و بعد از او به برادرش امام حسين واگذار شود ولى وقتى كه معاويه بر مقام خلافت استوار شد و حكومتش بىرقيب گرديد تصميم گرفت اين پيمان را بشكند و به آن وفا نكند بلكه خلافت را در خاندانش موروثى سازد و اين اقدام ناروا بگفتهء استاد سيد قطب كارى بود كه اسلام آن را برسميت نمىشناخت و زائيدهء تعصبهاى خانوادگى و قبيلهاى عرب جاهلى بود ولى اين كار براى معاويه مانعى نداشت زيرا معاويه كه پسر ابو سفيان و فرزند هند دختر عتبه بود دورى از روح و حقيقت اسلام را از آنها بميراث ميبرد « 1 » .
اين اقدام نابجاى معاويه از جاهليت كور و تعصب قبيلگى او مايه ميگرفت در صورتى كه اسلام هر گونه افتخار نژادى و اشرافى و خانوادگى را محكوم كرده بود و براى احراز مقام حكومت ، شايستگى و علم و كفايت را شرط ميدانست و هرگونه امتيازى را كه مغاير اين شرايط بود ناچيز مىشمرد چنان كه پيامبر فرمود كسى كه يكى از كارهاى مسلمانان را به عهده گيرد و در انجام آن بىپروائى كند لعنت خدا بر او است و از او هيچ عذرى و شفاعتى پذيرفته نمىشود تا بجهنم درآيد « 2 » .
هامش
( 1 ) - عدالت اجتماعى
( 2 ) - النصائح ص 39