( 1 ) ولى معاويه كه از حقيقت اسلام بدور بود با الهامگيرى از تعصب كور جاهلى به منظور انتقام گرفتن از اسلام و از هم گسستن رشتهء اتحاد مسلمانان بچنين كار ناروائى دست زد و تصميم گرفت كه خلافت اسلامى را به فرزند تبهكار و زشتخوى و پليدش يزيد واگذار كند ، يزيدى كه هرزگى و نابكارى او را شاعر بزرگ و نابغه ، بولس سلامه با اين اشعار مجسم مىسازد :
توجه كن به دارنده تختى كه خدا را از ياد برده * و سرگرم زنان خنياگر نمكين است
هزار اللّه اكبر برابر نيست * براى يزيد با يك مشت شراب
زبانش را به عشق دوشيزگان ميچرخاند * و نميتواند لبهايش را به بوسههاى آبدار بيالايد .
« 1 »
عبد اللّه بن حنظله صحابى بزرگ پيغمبر كه راهب لقب يافته بود و در واقعهء حره بقتل رسيد دربارهء يزيد گفت هرگاه بسوى يزيد ميرفتيم مىترسيديم كه سنگى از آسمان بر ما فرود آيد زيرا او با مادران و خواهران و دخترانش همخوابگى ميكرد و شراب مىخورد و نماز نمىخواند و به خدا قسم اگر كسى هم از مردم با من همراهى نكند من در راه خدا با او مبارزه مىكنم و خود را بخطرى كه پاداش آن خير است مىاندازم « 2 » .
منذر بن زبير هم دربارهء يزيد بهنگام مسافرتش بمدينه گفت :
يزيد صد هزار دينار به من جايزه داد و مرا از افشاى اين بخشش منع نكرد ، به خدا قسم او شراب مىخورد و به خدا قسم آن قدر مست ميماند كه نمازش از بين ميرفت . « 3 »
هامش
( 1 ) - ملحمة الغدير ص 227
( 2 ) - تاريخ ابن عساكر 7 / 372 ، تاريخ خلفاء سيوطى ص 81
( 3 ) - البداية و النهاية 8 / 216 ، كامل ابن اثير 4 / 45