تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
اگر چه معاويه به او جايزه داد ولى قبلا او را به وحشت انداخت و پيروزى و قدرتش را برخش كشيد و بهراسش انداخت . ( 1 )

2 - ام الخير بارقى

ام الخير دخت جريش بارقى از زنان نامور و سخنوران پارسائى بود كه به محبت امير المؤمنين شهرتى خاص داشت . او در جنگ صفين مردم را بجنگ با پسر هند برمىانگيخت و بدفاع و يارى امير المؤمنين دعوت ميكرد و معاويه از سخنان او دلى پردرد داشت و كينهء او را در سينه پنهان ميكرد وقتى كه اسلام به فاجعهء حكومت او گرفتار آمد ، نامه‌اى بفرماندار كوفه نوشت و فرمان داد تا او را بشام بفرستند تا از آن بانو انتقام بگيرد . نامهء معاويه كه بفرماندار كوفه رسيد ام الخير را بدمشق فرستاد ، وقتى كه بانو بر معاويه وارد شد گفت : - سلام عليك اى امير المؤمنين . - عليك السلام ، به خدا قسم بمسخره مرا به اين نام ميخوانى . - آرام باش اى مرد ، صراحت سلطان ، آگاهى او را باطل مىسازد . - راست گفتى ، اى خاله اين راه دراز را چگونه پيمودى ؟ - همواره در عافيت و سلامت بسر ميبردم تا به حضور پادشاه بخشنده راه يابم و در حضور او از مدارا و زندگانى شادمانه‌اى برخوردار شوم . - من با حسن نيتى كه داشتم بر شما پيروز شدم و شما را به سختى انداختم . - خاموش باش ، از تو به خدا پناه ميبرم كه مبادا گفتارم بىنتيجه ماند و سرانجام كارم به تباهى كشد .