تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
و مردم به تجليل و بزرگداشت امام و تحقير مخالفانش ميپرداختند و ما برخى از اين گفتگوها را براى نمونه مىآوريم : ( 1 ) 1 - روزى معاويه بحضور امام آمد و گفت : - اى حسن ، من از تو بهترم . - چه طور ، اى پسر هند ؟ - مردم زمامدارى من را پذيرفتند و تو را كنار زدند . با توجه باينكه در اسلام ، هرگز حكومت و فرمانروائى موجب امتياز نيست و ملاك برترى تقوى و نيكوكارى است ، امام در رد ادعاى معاويه فرمود : « هيهات ، اى پسر هند جگرخوار ، از بد راهى براى خودت مقام و امتياز تراشيدى ، كسانى كه حكومت ترا پذيرفته‌اند يا با علاقه اطاعت تو را قبول كرده‌اند يا به اجبار ، آن كس كه مطيع تو است ، خدا را نافرمانست و آنكه مجبور است بدستور كتاب خدا معذور است و من هرگز نميگويم كه از تو بهترم زيرا در تو خيرى نيست كه من از آن فراتر باشم و خداوند همچنانكه مرا از پستىها دور نگهداشته ترا هم از فضيلتها بر كنار ساخته است « 1 » . » ( 2 ) 2 - روزى امام بر معاويه وارد شد و شكوه و مرتبت عظيمش ، عمرو عاص را گران آمد و از شدت كينه و حسد ، به مقام امام گستاخى كرد و گفت : « مرد خطاكار و ناتوانى وارد شد كه عقلش بين چانه‌هاى اوست ! ! » . عبد الله جعفر كه در مجلس حضور داشت به سختى از اين گستاخى برآشفت و به پسر عاص گفت : « خاموش باش ، تو بقبلهء بلند كوهستانى ، تير مىاندازى كه
هامش
( 1 ) - روضة الواعظين ابو على نيسابورى