( 1 ) امام از خواب بيدار شد و اين دعا را مداومت كرد ، ديرى نگذشت كه معاويه بر اثر يادآورى بعضى از يارانش مستمرى امام را بمدينه فرستاد « 1 » .
ولى اين روايت ، هرگز مورد اعتماد نيست ، زيرا ما امام را به بلندهمتى و بزرگوارى و عزت نفس مىشناسيم و هرگز ، امام از مرتبهء والايش به زير نمىآيد كه بخواهد نامهاى به معاويه بنويسد و از او درخواست كمك كند و پيغمبر او را از اين كار بازدارد . بعلاوه امام داراى املاك و درآمدهاى فراوانى بود و مسلمانان هم وجوه فراوانى براى پخش بين مستمندان در اختيارش مىگذاشتند و نيازى به عطاياى معاويه نداشت و اگر هم از جانب معاويه پولى براى امام فرستاده مىشد ، حضرتش همه را به نيازمندان مىبخشيد و هرگز به مصرف شخصى و خانوادگيش نمىرسانيد چنان كه در تاريخ آمده است كه امام از اموال شام حتى بميزانى كه يك حيوان بدهانش بگيرد ، دريافت نمىكرد « 2 » بنابراين چگونه ميتوان گفت كه امام براى دريافت عطاياى معاويه بشام مسافرت ميكرده است ؟
( 2 )
مناظرات امام
معاويه در مدت اقامت امام بدمشق ، عرصه برايش تنگ مىشد و به سختى دچار سراسيمگى ميگشت . او ميديد كه مردم شام با اشتياقى فراوان بحضور امام ميرسند و مقدمش را گرامى ميدارند و از دانش سرشار آسمانيش بهره ميگيرند و چنين استقبالى معاويه و يارانش را به هراس مىانداخت .
به منظور چارهجوئى در برابر اين خطر بزرگ ، تنى چند از اطرافيان سيهكار معاويه كه دشمنى پايدارى با خاندان پيامبر داشتند
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن عساكر ، مشارق الانوار ، نور الابصار
( 2 ) - نسخهء خطى كتاب جامع اسرار العلماء در كتابخانهء عمومى كاشف الغطاء