تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
مسلم باشد اموالى غصب نيست دريافت بخششها و هداياى حاكم ستمكار جائز است ولى اموال غصب شده بايد به صاحبانش مسترد گردد . « 1 » ( 1 ) ولى اكثر اموالى كه در دست معاويه بود از طريق زكات و خراج بوسيلهء عمال او فراهم آمده بود و اين وجوه اگر چه نامشروع باشد ولى مسلمانان راستين و نيكوكار مىتوانند بعنوان احقاق حق مسلمين چنين وجوهى را دريافت كنند و به اهلش برسانند و مهمتر اينكه امام با داشتن حق ولايت و تصرف ميتواند چنين اموالى را اخذ كند و به مصرف نيازمنديهاى عامهء مسلمانان برساند . كسانى كه مىگويند امام براى دريافت عطاياى معاويه بشام سفر كرده است به روايت يك خبر دروغين و ساختگى استدلال مىكنند و ميگويند كه امام همه‌ساله بديدار معاويه ميرفت و صد هزار دينار از او دريافت ميداشت ولى يك سال كه امام به دمشق نرفت معاويه او را فراموش كرد و جايزهء همه‌ساله را نپرداخت و امام تصميم گرفت كه نامه‌اى بمعاويه بنويسد و اين مبلغ را از او درخواست كند ولى پيامبر را در خواب ديد كه به او فرمود : « اى حسن ، ميخواهى به پيش مخلوق خدا نيازت را ابراز دارى و پروردگارت را از ياد ببرى ؟ » . حسن گفت اى رسول خدا ، پس چه‌كار كنم ؟ پيامبر اين دعا را به او آموخت كه بگويد : « خدايا ، در هر كارى كه چاره‌ام از دست رفت و بمنظورم نرسيدم و از انديشه‌ام نگذشت و بر زبانم نيامد ، از تو ميخواهم ، همچنانكه بندگانت را از مهاجرين و انصار مشمول بخشايشت ساختى به من از كرمت بهره‌اى برسانى » .
هامش
( 1 ) - مكاسب شيخ انصارى
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 366 | فخر الدين حجازى / الشيخ باقر شريف القرشي