از جمله ، عمرو عاص ، مغيرة بن شعبه ، مروان حكم ، وليد بن عقبه ، زياد بن أبيه و عبد اللّه زبير در حضور معاويه جلسهاى تشكيل دادند و او را بر ضد فرزند پيامبر برانگيختند تا با دشنام و بهتان بر امام بتازند و او را از چشم مردم بيندازند و دردى كه از فرزند فاتح مكه و قهرمان بتشكن اسلام بدل دارند بدين وسيله تسكين بخشند .
( 1 ) آنها از امام دلى پردرد داشتند زيرا هر چه بساحت معصومش جسارت ميورزيدند و سخنانى ناروا و تلخ دربارهاش مىگفتند و به اهانتش مىپرداختند ، امام با منطق محكم و بيان رسايش به آنها پاسخ ميداد و همگان را منكوب و رسوا مىساخت و پستىها و كجرويهاشان را آشكار ميكرد ولى اين معارضه را خوش نمىداشت و ناگزير بدفاع ميپرداخت و ميفرمود : « اگر بنى اميه مرا بناتوانى در سخنگوئى متهم نمىكردند ، زبان بسخن نمىگشودم » در رسائى سخن و استحكام كلام امام همين بس كه ابن عباس بين دو چشمان حضرتش را بوسيد و گفت فدايت شوم اى پسر عمو ، تو هميشه بر امواج متلاطم دشمن حمله ميبرى و با پيروزى خود جانم را شفا مىبخشى .
امام هميشه در مناظراتش پيروز مىشد و دشمنانش را به سستى و ناتوانى ميكشانيد و معاويه كه شاهد شكست مخالفان امام در مباحثات و مناظرات مختلف بود و آنها را در برابر ضربات كوبندهء منطق امام ، مغلوب و مفتضح ميديد به آنها سفارش ميكرد كه از گفتگو با امام بپرهيزند « 1 » .
شايسته است كه متن مناظرات ، امام با همان رسائى كلام و ارزشهاى ادبيش به صورت يك ميراث اصيل فرهنگى با اسلوب و روش ارزندهاش بنام ادب مشاجرات بر دوستداران منطق و ادب عرضه شود .
مناظرات امام در همهء مجالس ادبى دمشق بازگو مىشد
هامش
( 1 ) - اعلام زركلى 2 / 215