را خواند با تأثر گفت ! !
« از آنها تقاضاى خويشاوندى مىكنيم ولى نمىپذيرند در صورتى كه اگر آنها از ما چنين درخواستى كنند آن را مىپذيريم » « 1 » .
( 1 ) امام از نقشههاى خائنانهء معاويه آگهى داشت و مىدانست كه مقصود معاويه از پيوند خويشاوندى با بنى هاشم تقويت موقعيت خانوادگى و تحصيل آبرو و حيثيت است و امام با مخالفت خود نقشههاى معاويه را بهم زد و تلاشهايش را خنثى كرد . به امام خبر دادند كه معاويه گفته است :
« بنى هاشم بخشندهاند و بنى اميه بردبارند و بنى زبير دلاورند و بنى مخزوم بلندپروازند » .
امام مقصود معاويه را از اين گفتار دانست و فهميد كه معاويه اين سخن را براى تقويت خاندان خود و تضعيف ديگران گفته است به اين جهت فرمود :
« خدا معاويه را بكشد ، ميخواهد كه بنى هاشم اين قدر ببخشند كه تهيدست شوند و بنى اميه با بردبارى خود مردم را جلب كنند و آل زبير با دلاوريهاى خود هلاك شوند و بنى مخزوم با تكبر و بلند -
هامش
( 1 ) - مقتل الحسين خوارزمى 1 / 124 و در مجمع الزوائد 4 / 278 از قول معاوية ابن خديج آمده است كه گفت معاويه مرا به نزد امام حسن فرستاد تا يكى از دختران و يا خواهرانش را براى يزيد خواستگارى كنم ، من بحضور امام آمدم و پيغام معاويه را رسانيدم امام فرمود ما دختران خود را در انتخاب شوهر آزاد مىگذاريم ، خودت برو و از دخترم خواستگارى كن من به پيش دختر رفتم و از او براى يزيد خواستگارى كردم ، دختر گفت به خدا قسم اين كار انجامپذير نيست زيرا معاويه از فرعون پيروى مىكند و مردان را مىكشد و زنان را وامىگذارد ، من بحضور امام آمدم و گفتم دخترت امير المؤمنين را به فرعون تشبيه مىكند فرمود اى معاويه از دشمنى ما بپرهيز زيرا پيامبر فرمود هر كس نسبت بخاندان من كينه و حسادت ورزد خداوند او را به گودال آتش مىاندازد .