روزى در حال طواف كعبه با امام حسن ( ع ) برخورد كرد امام به او فرمود :
« اى حبيب ، مسير تو در راه طاعت خدا نيست » .
حبيب به مسخرگى به امام گفت :
« ولى روشى كه دربارهء پدرت داشتم در مسير طاعت خدا بود ! ! »
امام بگفتار نادرست حبيب چنين پاسخ داد :
« به خدا قسم ، تو براى بدست آوردن منافع اندك و ناپايدار دنيا ، فرمان معاويه را گردن نهادى ، اگر او دنياى تو را تأمين كرد ، در برابر آخرت را از تو بازگرفت ، تو اگر كار خيرى هم انجام دهى خود را مشمول اين آيه ميدانى كه خداوند فرمود :
« گروهى ديگر كه بگناهان خود اقرار كردند و نيكوكارى و بدكارى را بهم درآميختند » « 1 »
در صورتى كه اشتباه ميكنى و تو مشمول اين آيه از قرآنى كه خداوند فرمود :
« نه چنين است بلكه دلهاى آنها بر اثر تبهكاريشان سياه و تيره شده است » « 2 » بعد او را ترك فرمود و روى گردانيد . « 3 »
( 1 )
جلوگيرى از پيوند با امويان
معاويه علاقه داشت تا با بنى هاشم پيوند خويشاوندى برقرار كند تا بدين وسيله شرف و عزتى يابد به همين جهت نامهاى به مروان حكم ، فرماندار مدينه نوشت تا زينب دختر عبد اللّه جعفر را براى يزيد خواستگارى كند و مهريهء زينب را به هر قيمتى كه پدرش خواست تعيين كند و همهء وامهاى عبد اللّه جعفر را بپردازد و بدين وسيله بين
هامش
( 1 ) - سورهء توبه آيه 102
( 2 ) - سورهء مطففين آيهء 13
( 3 ) - احكام القرآن رازى 3 / 181 و زهر الآداب ابى اسحاق 1 / 55