تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
روزى در حال طواف كعبه با امام حسن ( ع ) برخورد كرد امام به او فرمود : « اى حبيب ، مسير تو در راه طاعت خدا نيست » . حبيب به مسخرگى به امام گفت : « ولى روشى كه دربارهء پدرت داشتم در مسير طاعت خدا بود ! ! » امام بگفتار نادرست حبيب چنين پاسخ داد : « به خدا قسم ، تو براى بدست آوردن منافع اندك و ناپايدار دنيا ، فرمان معاويه را گردن نهادى ، اگر او دنياى تو را تأمين كرد ، در برابر آخرت را از تو بازگرفت ، تو اگر كار خيرى هم انجام دهى خود را مشمول اين آيه ميدانى كه خداوند فرمود : « گروهى ديگر كه بگناهان خود اقرار كردند و نيكوكارى و بدكارى را بهم درآميختند » « 1 » در صورتى كه اشتباه ميكنى و تو مشمول اين آيه از قرآنى كه خداوند فرمود : « نه چنين است بلكه دلهاى آنها بر اثر تبهكاريشان سياه و تيره شده است » « 2 » بعد او را ترك فرمود و روى گردانيد . « 3 » ( 1 )

جلوگيرى از پيوند با امويان

معاويه علاقه داشت تا با بنى هاشم پيوند خويشاوندى برقرار كند تا بدين وسيله شرف و عزتى يابد به همين جهت نامه‌اى به مروان حكم ، فرماندار مدينه نوشت تا زينب دختر عبد اللّه جعفر را براى يزيد خواستگارى كند و مهريهء زينب را به هر قيمتى كه پدرش خواست تعيين كند و همهء وامهاى عبد اللّه جعفر را بپردازد و بدين وسيله بين
هامش
( 1 ) - سورهء توبه آيه 102 ( 2 ) - سورهء مطففين آيهء 13 ( 3 ) - احكام القرآن رازى 3 / 181 و زهر الآداب ابى اسحاق 1 / 55