را ريخته است و اين آبروريزى او از احسانى كه دريافته است گرانتر تمام مىشود » .
امام ، حمايتكار محرومان و درماندگان و پناهگاه زنان بىسرپرست و يتيمان بود ، چنان كه در جلد اول اين كتاب برخى از بخشندگيهايش را كه نمونهء برترى در احسان و نيكوكارى بود ياد كرديم .
( 1 )
پناهدهندگى
امام در مدينهء جدش پناهگاه بلندى براى پناه خواهان و دژ استوارى براى فراريان از مظالم ستمگران بود ، وقت خود را به برآوردن نياز مردمان و دفع ستم از ستمديدگان مصروف ميداشت .
چنان كه مورخان مىنويسند ، سعيد بن سرح كه بخاندان پيامبر اراداتى خاص داشت مورد خشم زياد بن أبيه قرار گرفت و زياد او را احضار كرد ، سعيد كه احساس خطر كرد از كوفه فرارى شد و بمدينه رفت و به امام پناه برد ، زياد هم برادر و فرزندان و زن سعيد را بزندان انداخت و خانهاش را خراب و اموالش را مصادره كرد .
امام از اين خبر بشدت ناراحت شد و نامهاى به زياد نوشت و از او خواست كه به سعيد امان بدهد و بستگانش را آزاد سازد و خانهاش را تعمير كند و اموالش را پس بدهد . متن نامه چنين است :
« اما بعد ، تو يكى از مسلمانان را مورد خشم قرار دادهاى » در صورتى كه سود او سود مسلمانان و زيانش زيان آنهاست خانهاش را ويران كردهاى ، مالش را گرفتهاى و خاندانش را بزندان انداختهاى ، تا نامه به تو ميرسد خانهاش را بساز و مالش را بپرداز و شفاعت من را دربارهاش بپذير تا اجر يا بى و السلام »
امام در اين نامه ، زياد را به نيكى واداشت و از بدكارى بازداشت و به او فرمود كه اموال سعيد را پس دهد و به او و خاندانش آزار نرساند زيرا او مرتكب گناهى نشده كه مستحق چنين كيفرى