بجنگ صفين مىرفتيد دينتان پيشاپيش دنياتان بود و امروز دنياتان فراپيش دين شماست ، من ديدم كه بمردم كوفه نميتوان اعتماد كرد و هر كس بخواهد بكمك آنها پيروز شود ، شكست مىخورد و آراء آنها هماهنگ نيست ، پدرم از آنها سختىها كشيد و زجرهاى تلخى تحمل كرد ، كوفه شهرى است كه به زودى خراب مىشود و مردمش كسانى هستند كه در دين تفرقه انداختند و گروههائى پراكنده شدند « 1 » .
( 1 )
6 - بشير همدانى
بشير در مدينه به ملاقات امام رفت و گفت :
- سلام بر تو اى خوار كنندهء مؤمنان ! !
- عليك السلام ، بنشين
وقتى كه بشير نشست امام به او فرمود :
- من مؤمنان را خوار نكردم بلكه به آنها عزت بخشيدم ، قصدم از صلح اين بود كه شما را از مرگ برهانم زيرا ديدم يارانم آمادهء جنگ نيستند . « 2 »
( 2 )
7 - سليمان بن صرد
سليمان در عقيده و ايمان و دوستى خاندان پيامبر از ياران برگزيدهء امير المؤمنين بود و در ماجراى صلح در مدائن حضور نداشت وقتى كه خبر دردناك صلح را شنيد بمدينه آمد و بحضور امام رسيد و گفت :
- درود بر تو اى خوار كنندهء مؤمنان
- عليك السلام ، بنشين
هامش
( 1 ) - تذكرة الخواص ص 207 ، ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه و كشى در كتاب رجال خود اين خبر را به صورتى ديگر آوردهاند .
( 2 ) - دينورى ص 203