« اى عدى ، من ديدم مردم اشتياقى فراوان به صلح دارند و از جنگ به سختى بيزارند و هرگز نخواستم جنگ را به آنها تحميل كنم و بهتر دانستم كه جنگ را به روزى كه موعد آنست موكول كنم ( زيرا ارادهء خداوند هر روز به گونهاى است ) . « 1 »
( 1 ) امام در پاسخ خود از ناآمادگى سپاهيانش براى جنگ سخن گفت و علت صلح را بيان داشت و مهمتر آنكه اعلام داشت كه هرگز نبرد با معاويه را از ياد نمىبرد بلكه منتظر فرصتى است كه دوباره بجنگ با معاويه برخيزد ولى عدى ، بپاسخ امام قناعت نكرد و با گامهائى سنگين و دلى پرشور و لبريز از حماسه به همراهى عبيدة بن عمر بحضور امام حسين ( ع ) رفت و با گفتارى كه از آن آشوب و انقلاب مىباريد چنين گفت :
« اى ابا عبد اللّه ، خوارى را بجاى پيروزى خريديد و اندك را گرفتيد و بيشترى را از دست داديد ، ما به اطاعت سر نهاديم و روزگار با ما دشمنى كرد ، حسن را با صلحش واگذار و خود شيعيانت را از كوفه و ديگر جاها فراهم آر و من و رفيقم را بفرماندهى مقدمهء سپاه بگمار تا هنوز پسر هند از جاى نجنبيده بضرب شمشير از پايش درآوريم » .
حسين ( ع ) به عدى چنين پاسخ داد :
« ما صلح را پذيرفتهايم و راهى براى شكستن آن نداريم » . « 2 »
( 2 )
3 - مسيب بن نجبه
« 3 » مسيب ، از مؤمنان مشهور و شايستگان نيكوكارى بود كه
هامش
( 1 ) - سورهء رحمن
( 2 ) - دينورى ص 203
( 3 ) - مسيب بن نجبهء كوفى از امير المؤمنين و حذيفه احاديثى نقل كرده و گروهى احاديث او را روايت كردهاند ، او به همراه سليمان بن صرد بخونخواهى امام حسين قيام كرد و در سال 65 هجرى كشته شد ، ابن سعد در كتابش مىنويسد مسيب ابن نجبة بن ربيعة بن رياح در جنگ قادسيه و جنگهاى امير المؤمنين شركت داشت و عسكرى مىگويد مسيب از پيامبر احاديث مرسلهاى نقل كرده ولى حضور پيغمبر را درك نكرده است ( تهذيب التهذيب 10 / 154 )