تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
( 1 ) اندوه و گرفتارى شديد و هميشگى امام ، تنها به تأثرات سخت او از صلح با معاويه پايان نيافت بلكه به صورت دردى سخت‌تر و غمى بزرگتر كه تا ژرفاى جانش نفوذ ميكرد ادامه يافت و اين درد بزرگ اعتراضات شديد مخالفان صلح از سوى دوستان و دشمنانش بود كه از ضربهء شمشير برايش كارىتر و كشنده‌تر بود و امام از سوى اين گروه ، گفتارى ناروا و حملاتى توان فرسا را تحمل ميكرد و آنچه از دوستانش در اين باره به او ميرسيد از طعن دشمنان ، اثرى دردناكتر داشت ، زيرا دوستانش بهتر از هر كس به حوادث وخيمى كه او را بقبول صلح ناگزير ساخت آگهى داشتند و بازهم دست از حمله و اعتراض برنمىداشتند ، اينك به ذكر پاره‌اى از سخنان نارواى آنها و پاسخ امام به اعتراضاتشان مىپردازيم : ( 2 )

1 - حجر بن عدى

قهرمان عقيده و نمونهء ايمان ، حجر بن عدى با اعصابى متشنج و دلى اندوهگين به پيش امام آمد و گفت : « اما به خدا قسم ، دوست داشتم كه مىمردم و همگى با تو امروز جان مىداديم و چنين ماجرائى را نمىديديم ، اكنون ما شكست خورده و حسرت زده بخانه‌هامان بازميگرديم و دشمنان ما شادمان و پيروز بشام ميروند » . معلوم نيست چگونه دهان حجر بن عدى بچنين سخن تند و سختى بازشد در صورتى كه او از هر كس به وضع دردناك امام آگاه‌تر