گذاشت تا هرگونه كه بخواهند از آزادى خود بهره بگيرند و هيچگاه متعرض آنها نشد و آزارى به آنها نرسانيد ، ( 1 ) چنان كه با خوارج هم ، چنين روشى را معمول داشت و ابتدا با آنها بجنگيد ، بلكه آنها را از طغيانشان ترسانيد و با استدلال به اشتباهكاريهاى آنها پاسخ داد .
ولى چون ديد كه دست از انديشهء سياهشان برنمىدارند و بر تمرد و نفاقشان باقى هستند بناگزير آنها را از سر راه مسلمانان برداشت و ميدانشان را خالى كرد اما اين كار بهنگامى صورت گرفت كه آنها در ميهن اسلامى به تباهكارى پرداختند و امنيت مسلمانان را به مخاطره انداختند و آنگاه بر طبق فرمان خداوند ، با آنها مبارزه كرد كه خداوند ميفرمايد : ( با كسانى كه سركشى مىكنند جنگ كنيد تا فرمان خدا را بپذيرند ) .
پس از نبرد با خوارج ، بازهم گروهى زياد بين مردم عراق بودند كه از روش نادرستشان پيروى ميكردند ولى امام متعرض آنها نشد و سهم آنها را از بيت المال قطع نكرد و مانع خروجشان از كوفه نگرديد ، بلكه به آنها آزادى داد و مراقبتى از جانب حكومت بر كارهايشان انجام نداد و به زندان و زنجيرشان نكشيد و همين آزادى وسيع را به دار و دستهء بنى اميه هم داد و هرگز به آنها تعرضى نكرد و آزارى به اين عده كه از بزرگترين دشمنانش بودند نرساند . چنين آزادى همه جائى و همگانى كه از طرف امام به دار و دستههاى مخالف حكومتش داده شد هرگز در تاريخ انسانى نظير ندارد و نشان ميدهد كه سياست سازندهء اسلامى بر مبناى آزادى و عدم زور و جبر و تحميل بر مردم استوار است و اجتماع را به آنچه نميخواهند وادار نمىكند .
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 266
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٢٦٦