بنيان مىنهادند و از مكر و فريب بدور بودند ( 1 ) چنان كه امير المؤمنين ع ميفرمود :
« اگر نيرنگ و فريب روشى جهنمى نميبود من فريبكارترين مردم بودم » .
و بيشتر اوقات آههائى دردناك مىكشيد و درحالىكه از خيانتهاى دشمنش دلى اندوهناك داشت ميفرمود :
« اى واى ، آنها به من نيرنگ ميزنند و ميدانند كه من از فريبشان آگاهم و از آنها بهتر راه مكر را مىدانم ولى چون نيرنگ روشى جهنمى است در برابر خدعهء آنها شكيبائى ميورزم و كارى را كه آنها مىكنند نمىكنم » « 1 » .
و دربارهء غدر و نيرنگ ميفرمود :
« هر نيرنگبازى در قيامت پرچمى دارد كه بوسيلهء آن شناخته مىشود » « 2 » .
مكر و فريب از جانهائى برمىخيزد كه ايمانى به ارزشهاى انسانى و حقايق دينى ندارند و امير المؤمنين ع فريبكاران را از ايمان به خدا دور ميداند و ميفرمايد :
« كسى كه بداند چه سرنوشتى در قيامت دارد هرگز به نيرنگ نمىپردازد و ما اكنون در روزگارى هستيم كه بيشتر مردمش حيلهباز و تزويركارند و نادانان ، آنها را سياستمدار و چارهجو ميدانند ، چه مىشود آنها را ؟ ، خدايشان بكشد ! آنها ميدانند كه دگرگونى دل و نيرنگبازى مانع رعايت امر و نهى خداست ولى توجهى به آن ندارند و در پى بدست آوردن قدرت و فرصت هستند و پروائى در كار دين ندارند » .
هامش
( 1 ) - جامع السعادات 1 / 202
( 2 ) - نهج البلاغه